قرآن اهلبيت عليهم السلام مناسبات صوت و فيلم گالری عكس كتابخانه مقالات نرم افزار اخبار موبايل لينكستان


گزيده اي از سخنان گهربار امام علي عليه السلام [بخش 2] چاپ ارسال به دوست
نویسنده مدیریت سایت   

امام علی (عليه السلام) : در سفارش خود به امام حسن (عليه السلام) : پسر جانم دلت را با پند و موعظه سودمند زنده ساز و با بی اعتنائی به لذت های فانی دنیا سرکوبش کن و با یاد مرگ زبون و خوارش ساز و آنچه که به مردم پیش از تو در دنیا رسیده یادآوریش کن و در شهرها و ویرانه های پیشینیان نظر کن و ببین چه ها کردند و عاقبت به کجا رفتند پس در میان بناها و خانه هایشان بایست و بگو آهای خانه های خالی و بی صاحب کجایند صاحبان و مالکان تو آنگاه بر سر گورهایشان بایست و بگو آهای پیکرهای پوسیده و اندامهای متلاشی شده منزل جدیدی که در آنید یعنی خانه قبر چگونه یافتیدش ؟!!بدان ای پسرم دیری نشود که تو هم یکی از آنها شوی پس کار آخرتت را اصلاح کن و آخرتت را به دنیای فانی بی ارزش مفروش.   نهج البلاغه نامه 31
امام علی (عليه السلام) : در سفارش خود به امام حسن (عليه السلام) : پسر جانم چنان از معصیت خود که در محضر حق تعالی کرده ای ترسان باش که اگر با عبادت همه مردم بر او وارد شوی جبران آن گناه نشود و چنان به خدا امیدوار باش که اگر با گناه اهل زمین بر او وارد شوی او تو را عفو کند.  نهج البلاغه نامه 31
امام علی (عليه السلام) : هیچ یک از شما مزه ایمان را نمی چشد تا آنکه بداند آنچه که به او رسیده ممکن نبود که از او بگذرد و آنچه که از او فوت شده ممکن نبود که به او برسد. اصول کافی جلد 3 صفحه 78
امام علی (عليه السلام) : چون مال و ثروت و ریاست در دنیا به کسی روی آورد مردم دنیا زده به سمت او میروند و نیکی هایی را که در او نیست به او نسبت میدهند و چون ثروت یا ریاست از کسی روگرداند مردم خوبی هایی که در او هست را نیز منکر می شوند.  نهج البلاغه حکمت 9
امام علی (عليه السلام) : به فرزندش امام حسن (عليه السلام) فرمود : حسن جان چهار نصیحت درباره (( دوست یابی ))از من بپذیر که اگر به آنها عمل کنی زیان نمیبینی 1.از دوستی با شخص بخیل بپرهیز زیرا اوآنچه که سخت به آن نیاز داری را از تو دریغ میکند. 2.از دوستی با کسی که نسبت به مسائل دینی و احکام احمق و نادان است بپرهیز زیرا او میخواهد به تو نفعی برساند اما چون دانش ندارد دچار زیانت میکند. 3.از دوستی با شخص فاسق و گناهکار بپرهیز زیرا او معرفت ندارد و تو را به کمترین بها میفروشد. 4.از دوستی با دروغگو بپرهیز که او مانند سراب است که دور را برایت نزدیک و نزدیک را برایت دور میکند. نهج البلاغه حکمت 38
امام علی (عليه السلام) : اهل بیت پیامبر (صلي الله عليه و آله) مایه حیات و زنده ماندن علم و نابودی جهل اندیشان ستون های استوار اسلام و پناهگاه مردم میباشند حق به وسیله ایشان به جایگاه خویش بازگشت و باطل از جای خویش رانده و نابود و زبان باطل از ریشه کنده شد ایشان دین را چنانکه سزاوار بود دانستند و آموختن و به آن عمل کردن و ایشانند که بواسطه شان احکام دین از انحراف و بدعت حفظ می ماند.   نهج البلاغه خطبه 239
امام علی (عليه السلام) : کجا هستند کسانی که پنداشتند از ما اهل بیت پیامبر (صلي الله عليه و آله) شایسته ترند نسبت به منصب خلافت و ولایت و چنین وانمود کردند که از ما دانا ترند به علم قرآن و مصلحت دین؟!! آنها این ادعا را براساس دروغ و ظلم بر ضد ما روا داشتند ولی خدای متعال ما اهل بیت پیامبر (صلي الله عليه و آله) را بالا آورد و آنان را پست و خوار کرد علم قرآن را به ما عطا نمود و از آنها منع کرد ما را در حریم نعمت های خویش داخل و آنان را خارج ساخت و تمام مردم ناچارند راه هدایت و روشنائی از کوردلی را نزد ما بجویند همانا امامان دوازده گانه (عليه السلام) از میان ما خاندان پیامبر (صلي الله عليه و آله) هستند و غیر از ما ائمه از آل محمد (صلي الله عليه و آله) کسی شایستگی این مقام را ندارد و گمراهانی که ادعای خلافت نموده و ولایت را از ما غصب نمودند شایستگی این منصب را ندارند.  نهج البلاغه خطبه 144
امام علی (عليه السلام) : در نامه خود به امام حسن (عليه السلام) فرمودند : همانا دل نوجوان همچون زمین آباد و آماده برای کشت است که هرچه در آن کاشته شود بپذیر پس من به تربیت تو در نوجوانی ات شتاب کردم قبل از آنکه دلت سخت شود و شخصیت بر اثر گذر سن شکل پذیرد.   تحف العقول صفحه 67
امام علی (عليه السلام) : 1.خدای متعال برای یاری رساندن بس است.2.بهشت برای ثواب و جایزه بس است.3.دوزخ برای شکنجه و عذاب بس است.4.و قرآن برای دلیل و حجت آوردن بس است.   تحف العقول صفحه 210
امام علی (عليه السلام) : علم معنوی جز با پنج چیز به دست نمی آید 1.سوال و پرسش فراوان درباره احکام و دستورات الهی 2.مطالعه و اشتغال فراوان پیرامون آیات و احادیث و روایات 3.احترام گذاشتن به اساتید و کسانی که از آنها علم اموخته شود4.اخلاص داشتن در یادگیری علم و یادگیری آن برای رضای خدا5.کمک خواستن از ذات پروردگار متعال برای فهم علم و دانش.   نصایح صفحه 222
امام علی (عليه السلام) : هیچ عضوی در بدن شکرگزاریش از چشم کمتر نیست پس خواسته های آن را مدهید که شما را از یاد خدا غافل میکند.  تحف العقول صفحه 206
امام علی (عليه السلام) : هریک از شیعیان ما که عملی برخلاف دستور ما انجام دهند پیش از مرگ بلائی به مال و اولاد یا جانشان برسد که از آن گناه پاکشان سازد تا هنگام لقای پروردگار بی گناه وارد شوند و اگر چیزی از گناهان ایشان مانده باشد که این بلاها آن را پاک نکرده باشد در دم مرگ بر او سخت میگرند تا آمرزیده وارد آخرت شود. اصول کافی جلد 3 صفحه 137
امام علی (عليه السلام) : یاد ما خاندان پیامبر (صلي الله عليه و آله) درمان هر خیانت و دردی است شفای وسوسه شیطان است و دوستی ما خاندان پیامبر (صلي الله عليه و آله) رضای پروردگار است و آنکس که مطیع اوامر ما و پیرو ولایت ماست فردای قیامت در فردوس برین با ماست و هریک از شیعیان ما که منتظر امر فرج مهدی آل محمد (صلي الله عليه و آله) است و با آن حال بمیرد همچون کسی است که در راه خدا به خون غلطیده است.   تحف العقول صفحه 110
امام علی (عليه السلام) : شعبی گوید علی (عليه السلام) نه کلمه بی سابقه فرموده که همه مردم از رسیدن به یک کلمه آن عاجزند و این سخنان گوهرهای حکمت را یتیم ساخته و این کلمات سه تا در مناجات است سه تا در حکمت و سه تا در آداب

اما در مناجات : 1.خداوندا این سربلندی مرا بس است که بنده درگاه تو باشم.2.بار خدایا این افتخار مرا بس که همچون تو خالقی دارم.3.خداوندا تو آنچنانی که من دوست دارم مرا هم آنچنان کن که تو دوست داری

اما در حکمت : 1.هرکه قدر و منزلت شخصیت خود را شناخت هلاک نشد.2.ارزش هر شخصی به اندازه علم و دانش معنوی و الهی اوست.3.شخصیت هر انسانی در زیر زبان او نهفته است

اما در آداب : 1.هرکه را با احسان بنوازی امیر او خواهی شد.2.به هرکه دست حاجت دراز کردی اسیرش خواهی شد.3.و از هرکس بی نیازی گزیدی با او هم تراز و برابر خواهی بود.   نصایح صفحه 290
امام علی (عليه السلام) : دوازده آیه از تورات انتخاب کرده ام و به عربی ترجمه نمودم و دوست دارم هر روز سه مرتبه به آنها بنگرم : 1.ای پسر آدم تا سلطنت من پایدار است از سلطانی بیم نکن و سلطنت من ابدی است 2.فرزند آدم تا خزانه های من پر است به دیگری امیدوار نباش و خزائن من همیشه پر است.3.پسر آدم تا مرا می یابی با دیگری طرح الفت و دوستی مینداز که هروقت مرا بخواهی به تو نزدیک و مهربانم.4.ای آدمی زاد من تو را دوست دارم تو هم مرا دوست بدار.5.ای فرزند آدم تا از پل صراط به سلامت عبور نکردی ایمن نباش.6.ای پسر آدم من همه چیز را برای تو آفریدم و تورا برای خودم تو چگونه از من می گریزی.7.تو را از نطفه آنگاه از مضغه آفریدم و در خلقت تو در نماندم از رساندن یک گرده نان روزی تو در نمی مانم.8.به خاطر خود بر من غضب میکنی و به خاطر نافرمانی من بر نفست غضب نمیکنی.9.تکلیف های من به عهده توست و رزق تو بر عهده من اگر تو در انجام تکالیف و دستوراتم سرپیچی کنی من از بنده پروری خود داری نمیکنم.10.پسر آدم هرکس تو را به خاطر چیزی میخواهد و من تو را به خاطر خودت میخواهم از من فرار نکن.11.روزی فردایت را از من امروز طلب نکن چنانکه من هم عمل و عبادت فردا را امروز از تو نخواستم.12.اگر به قسمت خود در روزی که برای تو مقدر کرده ام راضی باشی قلب و بدنت را آلوده میکنم و در نزد من ستوده باشی و اگر به آن ناراضی باشی دنیا را بر سرت مسلط میکنم تا چون آهوی بیابان مرام به دنبال پیدا کردن روزی باشی و جز به همان مقدار مقدر شده نمی رسی و دچار نکوهش من هم میشوی.              نصایح صفحه 272
امام علی (عليه السلام) : در سفارش خود به امام حسن (عليه السلام) : پسرم چهار نصیحت را از من بپذیر : 1.ارزشمندترین ثروت و توانگری عقل تربیت گشته در مکتب دین است.2.بزرگترین فقر و نادانی بی خردی نسبت به احکام دین و امور آخرتی است 3.ترسناکترین تنهایی پسندیدن رای و نظر خود در امور است.4.گرامی ترین حسب و نسب خانوادگی اخلاق نیکو است.   نهج البلاغه حکمت 38
امام علی (عليه السلام) : چهار چیز برای چهار مقصد دیگر آفریده شده اند : 1.مال برای خرج کردن در احتیاجات زندگی نه برای نگهداری.2.علم برای عمل کردن به آن نه جدال و کشمکش و بحث.3.انسان برای بندگی و اطاعت از خدا نه خوشگذرانی و معصیت 4.دنیا برای جمع آوری توشه آخرت نه غفلت از اخرت و آباد ساختن دنیا.       نصایح صفحه 179
امام علی (عليه السلام) : دشمن ترین افراد نزد خداوند کسی است که خدا او را به حال خود واگذاشته تا از راه راست منحرف گردد و بدون راهنما باشد اگر به امورات دنیائی دعوت شود تا مرز جان تلاش میکند اما چون به سمت آخرت و نعمتهای گوناگونش دعوت شود سستی و تنبلی ورزد گویا آنچه از دنیا که برای آن کار میکند بر او واجب گشته و آنچه از دستورات آخرتی در انجام آن سستی و تنبلی میکند از او هیچ نخواسته اند.   نهج البلاغه خطبه 103
امام علی (عليه السلام) : روزگاری بر این مردم بیاید که جز مومن بی نام و نشان از فتنه های نجات نیابد و او کسی است که چون در میان مردم است کسی او را نمی شناسد و اگر در جماعتها حاضر شوند کسی سراغ او را نمیگیرد نه فتنه انگیز است و نه اهل فساد خداوند درهای رحمت را به روی او باز کرده و سختی عذاب خویش را از او گرفته مردم به زودی زمانی بر شما خواهد آمد که اسلام و دستوراتش چون ظرف واژگون گشته که محتویاتش فرو ریخته واژگون میگردد. نهج البلاغه خطبه 103
امام علی (عليه السلام) : او حضرت مهدی (عج) نظرات و فتوی ها را تابع هدایت وحی میکند هنگامی که مردم هدایت را تابع هوس های خویش قرار میدهند در حالی که به نام تفسیر نظریه های گوناگون خود را بر قران تحمیل میکنند و او نظرها و آراء را تابع قرآن و سنت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و گفتار ائمه هدی (عليه السلام) می نماید.                      نهج البلاغه خطبه 138

امام علی (عليه السلام) : هرکس خیر و شر را از هم تشخیص ندهد و بین خوبی و بدی فرق قائل نشود همچون چارپایان است.   تحف العقول صفحه 100
امام علی (عليه السلام) : بهترین گزینش و انتخاب در زندگی دوستی کردن با نیکان و صالحان و بریدن و جدائی از بدان است.   غررالحکم صفحه 725
امام علی (عليه السلام) : احمق ترین مردم کسی است که صفت بد و رذیله ای را در مردم ناپسند و زشت میشمارد و خود دارای همان صفت ناپسندیده است.  غررالحکم جلد 1 صفحه 210

امام علی (عليه السلام) : ای مردم بدانید تکمیل شدن و کمال دین شما در طلب علم الهی و معنوی و عمل به آنست . بدانید طلب علم بر شما از طلب مال لازمتر است زیرا مال میان شما تقسیم شده و خداوند تضمین نموده که آن را به شما میرساند ولی علم الهی نزد اهلش نگه داشته شده و شما مامورید که آنرا از اهلش طلب نمائید.پس به دنبال آن باشید.    اصول کافی جلد 1 صفحه 35

امام علی (عليه السلام) : کسی که از سخن ناحقیکه مردم درباره اش بگویند ناراحت گردد و از جا کنده شود عاقل نیست و آنکس که از ستایش مردم درباره خود خرسند و شاد گردد حکیم نیست.     اصول کافی جلد 1 صفحه 64

امام علی (عليه السلام) : در یادگیری علم و ادب دینی و الهی بکوشید چه آنکه عالم عزیز و گرانقدر است اگرچه به خاندان بزرگی منتصب نباشد اگرچه فقیر باشد و اگرچه جوان باشد.     الحدیث جلد 2 صفحه 73

امام علی (عليه السلام) : 1.گذشت روزگار اسرار نهفته آدمی را آشکار میکند 2.فکر و اندیشه نمودن قبل از سخن گفتن انسان را از لغزش باز میدارد 3.عجله و شتاب نکردن ر تصمیم گیریها و انجام امور ضرر و زیان را از بین میبرد 4.راضی شدن به قضای الهی سبب آرامش درون و آسایش روح است.  غررالحکم صفحه 79

امام علی (عليه السلام) : کسی که نسبت به احکام الهی و دستورات دینی نادان و جاهل باشد مرده است اگرچه زنده باشد و کسی که نسبت به مسائل دینی عالم و فهمیده باشد زنده است گرچه مرده باشد.    غررالحکم صفحه 69

امام علی (عليه السلام) : در امورات دنیائی و لوازم زندگی بیشتر توجهت را به کسانی معطوف دار که تو وضعت از آنان بهتر است چه این خود یکی از درهای شکرگزاری خداوند و باعث قدرشناسی از نعمتهای الهی است.  غررالحکم صفحه 117

امام علی (عليه السلام) : موقعی که درباره مساله ای دچار ترس شدی خودت را در آن موضوع بینداز زیرا اضطراب و دلهره ای که در وجودت برای مصون ماندن از آن خطر وجود دارد به مراتب سخت تر است از ابتلاء و درگیریت به آن موضوع.    نهج البلاغه کلمه 166

امام علی (عليه السلام) : کسی که یاد خدا و اوامر و دستوراتش را در امورات خود فراموش کند خدا هم او را از یاد آخرت و جمع آوری توشه برای آن فراموشی می دهد و چشم بصیرتش را نسبت به آخرت کور میسازد.   غررالحکم صفحه 381

امام علی (عليه السلام) : نخستین پاداش برای شخص صبور و بردبار که در مقابل دشمنش بردباری میکند این است که تمام مردم در مقابل دشمن اش طرفدار او میشوند.  غررالحکم صفحه 115

امام علی (عليه السلام) : هر صاحب ریاست و حکومت که در مقام و ریاست خود به مردم ظلم و خیانت کند و احکام دین را پایمال کند به همان اندازه خیانتش هنگام برکنار شدن از آن پست نزد مردم ذلیل و خوار میشود.   غررالحکم صفحه 118

امام علی (عليه السلام) : 1.کسی که در امورات زندگی به رای و نظر خود اتکاء میکند و خودپسند است اصلا عقل ندارد.2.کسی که درباره آیات الهی و احکام دین شک دارد اصلا ایمان ندارد.3.شخصی که به مردم حسادت می ورزد سلامت تن و بدن ندارد.4.شخص عقده ای و کینه توز آسایش زندگی ندارد.     غررالحکم صفحه 64

امام علی (عليه السلام) : امر به معروف و نهی از منکر دو مخلوق از آفریده های خداوندند هرکس آنها را یاری کند خدایش عزیزش کند و هرکس آندو را خوار کند خدا هم او را میان مردم خوار و ذلیل کند.    محجه البیضاء جلد 4 صفحه 105

امام علی (عليه السلام) : کودکان خود را با زبان نیکو و خوش به خواندن نماز و طهارت ساختن از ادرار و مدفوع امر کن و چون به ده سالگی رسیدند ولی رعایت این امور ننموند آنها را بزن و تنبیه کن ولی از سه ضربه تجاوز مکن.   مجموعه ورام صفحه 358

امام علی (عليه السلام) : در نامه خود به حارث همدانی نوشتند : بدان هرکار نیکی که انجام دهی هم در دنیا اثر نیکی از آن به تو میرسد و هم پاداش آن برای آخرت تو ذخیره میگردد و آنچه را از امور خیر به تاخیر افکنی بهره دنیوی و اخروی آن که روزی تو بوده نصیب دیگری خواهد گشت.   نهج البلاغه حکمت نامه 69

امام علی (عليه السلام) : با گفتن ذکر (( استغفر و الله ربی و اتوب الیه )) و طلب آمرزش باطن خود را خوشبو و معطر سازید تا بوهای بد گناهان شما را رسوا و مفتضح نسازد. طرائف الحکم جلد 2 صفحه 445

امام علی (عليه السلام) : اولین کار خیری که در آخرت به آن پاداش و ثواب داده میشود آب دادن به بندگان خدا میباشد.    طرائف الحکم جلد 1 صفحه 368

امام علی (عليه السلام) : کسی که چهار عمل را انجام دهد از چهار چیز محروم نمیشود : 1.کسی که دعا نماید از اجابت محروم نمیگردد.2.کسی که به درگاه حق تعالی توبه کند از قبول آن محروم نمیشود.3.آنکه استغفار از گناهان کند از آمرزش محروم نمیشود.4.و کسی که شکر و سپاسگذاری از نعمت ها کند از افزایش نعمت محروم نمیشود.    طرائف الحکم جلد 1 صفحه 200

امام علی (عليه السلام) : خداوند با اهل علم و دانش پیمان بسته که نادانها را هدایت کنند چنانکه از نادانها پیمان گرفته که دانش را فراگیرند ولی از دانایان جلوتر از جهال این پیمان را گرفته.    نصایح صفحه 7

امام علی (عليه السلام) : کسی که از او درباره علم دین سوال شود و او بدون ترس و تقیه علمش را پنهان کند در روز قیامت لجامی از آتش در دهانش زده شود.   نصایح صفحه 5

امام علی (عليه السلام) : عذاب و هلاکت گذشتگان به این سبب بود که مردم پیرو گناهان بودند و عالمان و دانایان به مسائل و احکام دینی جلوگیری نمیکردند و بی تفاوت بودند. نصایح صفحه 9

امام علی (عليه السلام) : در سکوت عالمی که باید علوم و احکام دینی را به مردم بگوید خیری نیست همانطوری که در تکلم و سخن گفتن نادان خیری نیست.  نصایح صفحه 6

امام علی (عليه السلام) : اگر برای انسان گناهی نباشد مگر دوست داشتن چیزی را که خدا و رسولش آن را دشمن دارند همین گناه او را بس است.   مستدرک الوسائل جلد 12 صفحه 50

امام علی (عليه السلام) : نشانه راستگوئی آنست که راستگوئی را در جائی که به تو ضرر دارد بر دروغی که برایت سود دهد ترجیح دهی و در سخن گفتن درباره دیگران از خدا پروا داشته باشی.    وسائل الشیعه کتاب حج باب 141

امام علی (عليه السلام) : وقتی که خداوند انسانها را آفرید به ذات خود و فرمود : به عزت و جلالم سوگند من از ظلم ستمکاران نخواهم گذشت ولو این که کف دستی باشد کف دست دیگران را لمس کند و یا مانند شاخ زدن گوسفند شاخ دار به گوسفندی بی شاخ باشد.    کلیات حدیث قدسی صفحه 623

امام علی (عليه السلام) : خداوند از بالای عرشش میفرماید : ای بندگان من در آنچه که به شما امر کردم به من اطاعت کنید و مصلحت خود را به من نیاموزید چون من خودم بهتر از شما به مصلحت شما عالم هستم و هرگز در عمل کردن به مصلحت شما خیانت نمیکنم.    کلیات حدیث قدسی صفحه 624

امام علی (عليه السلام) : انسان حریص همواره فقیر و نیازمند است اگرچه مالک تمام ثروتهای جهان باشد.تمام عبادتهایی که یک شخص در طول عمرش انجام میدهد در مقابل امر به معروف و نهی از منکر مثلش آب دهان است در مقابل دریا.عید شما آنروزی است که از یک گناه و معصیت پروردگار بیرون بیائید.فاصله هر یک از شما تا رسیدن به بهشت یا دوزخ یک رشته باریک است به نام مرگ که هرلحظه ممکن است پاره گردد.دست برداشتن از گناه و انجام ندادن گناه آسانتر از توبه کردن است.   گزیده غررالحکم

امام علی (عليه السلام) : در سفارش خود به کمیل فرمودند : ای کمیل دو گروه از این مردم از مذهب و دین چیزی نمی فهمند: 1.آنکس که علاقه شدید به لذات دارد و مطیع شهوات خویشتن است.2.آنکس که دچار حرص شدید است و عاشق جمع آوری مال و ثروت است شبیه ترین چیز به این دو گروه علف خواران هستند.    تحف العقول صفحه 169

امام علی (عليه السلام) : کسی که بتواند گناهی را انجام دهد ولی آن فعل را انجام ندهد مقام او با شهید یکی است.با ایمان ترین مردم کسی است که توکلش بر خدا بیشتر است.گناه در دینداری بهتر است از حسنه در بی دینی زیرا گناه دین دار آمرزیده میشود ولی حسنه بی دین پذیرفته نمیشود.زبانتان را حفظ کنید همانطور که طلایتان را حفظ میکند.هرچیزی محتاج عقل است و عقل خودش محتاج ادب است.مومن دین خود را از خدا و رسولش و ائمه (عليه السلام) میگیرد نه از رای خود.دوست دوست بدار رفقاء و دوستان خود را به اندازه ای که تقوی دارند.عالم بی عمل همچون کوری است که مشعل بدست گرفته دیگران را از اینکه در چاله چاه بیفتد باز میدارد ولی خودش در چاه می افتد.کسی که دو روزش برابر باشد مغبون است و کسی که دیروزش از امروز بهتر باشد ملعون است.هیچ عبادتی همانند تفکر و مطالعه در مصنوعات و مخلوقات پروردگار نیست.       گزیده از غررالحکم

امام علی (عليه السلام) : به خدا سوگند اگر همه آنچه را که در زیر آسمانهای هفتگانه است را به من دهند تا دانه جوی را از مورچه ای به ظلم گیرم یا نافرمانی خدای را به جا آورم هرگز چنین نکنم بدانید که این دنیای فانی شما در نزد من از برگ سبزی که در دهان ملخ است پست تر است.   الحیاه جلد 2 صفحه 224

امام علی (عليه السلام) : هیچ مجلسی به وسیله غیبت کردن آباد و معمور نگشته جز آنکه از لحاظ دین ویران گردید ، پس گوشهای خود را از شنیدن غیبت پاک نگهدارید زیرا گوینده و شنونده غیبت هر دو در گناه شریکند به تحقیق از پیغمبر خدا (صلي الله عليه و آله) شنیدم که میفرمود : شخص غیبت کننده خورشت سگان دوزخ است.  آثار الصادقین جلد 16 صفحه 103

 امام علی (عليه السلام) : زید بن صوحان گوید از امیرالمومنین (عليه السلام) پرسیدم کدام فقر و ورشکستگی از همه سخت تر است ، فرمود : گمراهی و کفر آوردن پس از هدایت و ایمان.  آثار الصادقین جلد 19 صفحه 285

امام علی (عليه السلام) : مبغوض ترین مطرودترین مردم در نزد تو باید کسی باشد که بیشتر جویای عیب مردم است.  آثار الصادقین جلد 15 صفحه 244

امام علی (عليه السلام) : زبان خود را از سخنان زشت و رکیک باز دارید که این کار فرومایگان و افراد پست را به سوی شما جذب میکند و بزرگواران را از شما دور و متفرق میسازد.  آثار الصادقین جلد 19 صفحه 361

 امام علی (عليه السلام) : هیچ کس با قرآن مجالست و هم نشینی نکرد جز آنکه برخاست در حالی که چیزی به او افزوده و از او کاهیده شد. یعنی بر هدایتش افزوده و از گمراهی و کور دلی اش کاسته شد.  آثار الصادقین جلد 17 صفحه 245

امام علی (عليه السلام) : بدترین دوستان و برادرانت کسانی هستند که با تو در صفات نفسانیت مدارا می کنند ، نقایصت را جدی نمی گیرند و عیوبات اخلاقی ات را از تو پنهان می نمایند و مهربانترین دوستان نسبت به تو کسی است که در راه خیر و آخرت بیش از دیگران تو را یاری می دهد و عیوبات تو را به تو تذکر می دهد و در امر دینت با خلوص زیاد تری تو را نصیحت می کند.  غررالحکم صفحه 585

 امام علی (عليه السلام) : خطاب به اصحاب خود فرمودند : آیا دوست دارید خدا و رسولش مورد تکذیب واقع شوند ؟ گفته شد خیر فرمود : پس با مردم از احادیثی سخن بگوئید که می توانند آنها را بفهمند و از گفتن احادیثی که نمی توانند آنها را درک کنند یا انکارش می نمایند خود داری کنید.  غیبت نعمانی صفحه 34

 امام علی (عليه السلام) : هیچ سخن و گفتاری به کار نمی آید مگر آنکه با کردار و عمل همراه باشد و گفتار و کردار هر دو بی فایده اند مگر وقتی که قرآن و سنت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) آندو را تائید کنند.  عین الحیوة صفحه 205

 امام علی (عليه السلام) : با مردان آزموده و صاحب تجربه هم نشین باش و مشورت کن چه اینان متاع پر ارج تجربیات خود را به گران ترین بها یعنی فدا نمودن عمر خود تهیه کرده اند و تو آن متاع گران قیمت را با ارزانترین قیمت یعنی صرف چند دقیقه وقت بدست می آوری.  غررالحکم صفحه 580

 امام علی (عليه السلام) : دروغ گفته آنکه گمان دارد حلال زاده است و با غیبت کردن گوشت مردن را می خورد 2.دروغ گفته آن که گمان دارد حلال زاده است و دشمن من و امامان معصوم از فرزندان من است 3.دروغ می گوید آن که گمان دارد حلال زاده است و زنا را دوست دارد یا بر نافرمانی خدا شب و روز دلیر است. امالی شیخ صدوق مجلس 37

امام علی (عليه السلام) : کار خیر جز با سه چیز به کمال نمی رسد : 1.به کوچک شمردن آن 2.به مخفی داشتن و پوشاندن آن 3.به شتاب و عجله داشتن در انجام آن  غررالحکم صفحه 422

امام علی (عليه السلام) : 1.دنیا همه اش جهل است مگر آنجا که با علم همراه گردد 2.علم همه اش برای صاحبش حجت است جز آنچه که به آن عمل شود. 3.عمل تمامش در خطر است جز آنجا که با اخلاص قرین شود. 4.و اخلاص هم در معرض خطر خواهد بود تا اینکه بنده پایان کارش با عاقبت به خیری باشد و پس از مرگ وارد بهشت گردد.  بحار الانوار جلد 67 صفحه 242

امام علی (عليه السلام) : هرکس خدمت دنیا کند دنیا او را به خدمت خواهد کشید و کسی که خدای سبحان را خدمت نماید خدا در خدمت او خواهد بود.  غررالحکم صفحه 712

امام علی (عليه السلام) : ترسناکترین چیزی که از آنها بر شما خائفم دو چیز است : 1.پیروی از هوای نفس 2.آرزوهای طولانی ، اما پیروی از هواهای نفسانی شما را از حق باز می دارد و آرزوهای طولانی آخرت را از یاد شما برد.  نهج البلاغه خطبه 42

امام علی (عليه السلام) : مرا چیست که می بینم مردم هنگامی که شب نزدشان غذائی حاضر می نمایند حتما چراغی می افروزند تا ببینند چه غذائی در شکم خود وارد می سازند ؟ ولی به غذای روحشان اهمیت نمی دهند و چراغ عقل را به وسیله علم معنوی و الهی روشن نمی سازند تا از عوارض بد و زیانبار جهالت و گناهکاری در اعتقادات و اعمال سالم بمانند.  سفینة البحار جلد 2 صفحه 84

امام علی (عليه السلام) : ای بندگان خدا بدانید که مراقبان و نگهبانهائی از اعضای بدنتان بر شما گماشته شده و دیده بانهائی از اعضای پیکرتان و بدانید ملائکه کرام الکاتبین اعمال شما را ثبت می نمایند و حتی شماره نفسهایتان را نگه می دارند نه ظلمت شب تاریک شما را از آنها پنهان می کند و نه درهای محکم و فرو بسته.  نهج البلاغه خطبه 157

امام علی (عليه السلام) : هیچکس بعد از آنکه قرآن به او عرضه شد و او فهم و معرفت به آن یافت فقیر نیست و هیچ شخصی با نداشتن فهم و معرفت نسبت به قرآن ثروتمند حقیقی نیست.  نهج البلاغه خطبه 176

امام علی (عليه السلام) : شتر صالح پیغمبر را تنها یک نفر به نام (( قدار )) به هلاکت رساند ولی خداوند همه آن قوم را با عذاب نابود کرد ، زیرا که همگی یا نسبت به این امر بی تفاوت بودند یا راضی به کار او بودند ، لذا در قرآن سوره شمس آیه 14 فرموده است : (( فکذبوه فعقروها )) آنها همگی صالح را تکذیب نمودند و شتر را کشتند.  نهج البلاغه خطبه 201

امام علی (عليه السلام) : از امام (عليه السلام) سوال شد به نظر شما گناه شرابخواری بیشتر است یا گناه زنا و دزدی ؟ فرمود : گناه شرابخواری زیرا زناکار شاید به کار زشت زنا بسنده کند و به کار بد دیگری نپردازد ولی شخص شرابخوار با خوردن شراب ممکن است آدم بکشد و با محارم خود زنا کند و نماز را ترک کند چون عقلش در اختیار او نیست.  فروع کافی جلد 6 صفحه 403

امام علی (عليه السلام) : عجب دارم از کسی که از کیفر و عقوبت خدا می ترسد ولی خود را از گناه باز نمی دارد و شگفتا از کسی که امید پاداش و ثواب دارد ولی از کار زشت اش توبه نمی کند و باز گناه می کند.  بحارالانوار جلد 74 صفحه 237

امام علی (عليه السلام) : کسی که تو را نسبت به کاری امین دانست بر او خیانت مکن اگرچه او به تو خیانت کرده باشد و دشمن خود را سرزنش و شماتت مکن اگرچه او تو را سرزنش کرده باشد.  غررالحکم صفحه 827

امام علی (عليه السلام) : دین خدا به مردان سرشناس و نامدار شناخته نمی شود بلکه به آیات و معارف و دستورات الهی شناخته میشود پس دستورات دین را خوب بفهم تا اهل حق را از باطل تشخیص دهی.  الحیاة جلد 1 صفحه 132

امام علی (عليه السلام) : طلب نمودن علم و دانش معنوی و دینی از عبادت و نماز خواندن برتر و بالاتر است زیرا خداوند در قرآن سوره فاطر آیه 28 فرموده : (( تنها بندگان عالم و فهمیده در دین از نافرمانی خداوند می ترسند )) و نفرموده تنها بندگان عابد و عبادت کننده.  الحیاة جلد 1 صفحه 105

امام علی (عليه السلام) : قرآن ظاهری زیبا و دل انگیز دارد و باطنی ژرف و عمیق ، عجایب قرآن پایان ندارد و علوم اسرار آمیز در آن تمامی ندارد و تاریکی جهالت جز با نور قرآن روشن نشود.  الحیاة جلد 2 صفحه 102

امام علی (عليه السلام) : عجب است از انسان متکبری که ابتدای خلقتش از آب گندیده نطفه است که اگر لطف خدا بر خلقتش نبود جایگاهش مزبله گاه و چاه مستراح بود و در پایات عمرش نیز مرداری بدبو است که جایگاهش زیر خاک است و در هنگام زنده بودنش نیز ظرفی از برای نجاست است که در شکمش از ادرار و مدفوع انباشته گشته و توالتی سیار است و با این حال این انسان متکبر و سرکش در مقابل خداوند و دستوراتش تکبر و سرکشی می کند و بندگی و عبادت او را به جای نمی آورد.  آثار الصادقین جلد 12 صفحه 365

امام علی (عليه السلام) : پس از پیروزی در جنگ جمل یکی از یاران امام (عليه السلام) به ایشان عرضه داشت دوست داشتم برادرم که اکنون اینجا نیست با ما بود و در این پیروزی سهیم می گشت.امام (عليه السلام) فرمودند : آیا فکر و دل و نیت برادرت با ما بود ؟ مرد گفت آری ، امام (عليه السلام) فرمودند : پس او هم در این جنگ با ما بود و ثواب نفرات ما را می برد بلکه آنهائی که به دنیا نیامده اند و در صلب پدران و رحم مادران می باشند ولی با ما هم عقیده و هم آرمانند با ما در این نبرد شریکند و ثواب ما را دارند.  نهج البلاغه خطبه 12

امام علی (عليه السلام) : ای مردم به جانب چپ و راست مروید که گمراهی است و راه صحیح صراط و راه مستقیم الهی است که همان تبعیت و پیروی و عمل نمودن به احکام قرآن و سنت پیامبر (صلي الله عليه و آله) است.  نهج البلاغه خطبه 16

امام علی (عليه السلام) : اگر آنچه را که مردگان در عالم قبر و برزخ دیدند شما می دیدید کم طاقت و ترسان و لرزان می شدید و فرمانبردار اوامر الهی می گشتید ولی آن وقایع بر شما پوشیده است و آنچه که اموات مشاهده کردند فعلا مقدور نیست شما ببینید پس نزدیک است که پرده ها فرو افتد اگر به درستی بنگرید و این صحنه های وحشتزا برای شما هم مکشوف شود پس عبرت گیرید و آماده آنروز شوید.  نهج البلاغه خطبه 20

امام علی (عليه السلام) : پس از فرشتگان و ملائکه آسمانی هیچ کس جز انسان دستورات و فرامین الهی را ابلاغ نمی کند.  نهج البلاغه خطبه 20

امام علی (عليه السلام) : ای مردم مرگ پشت سر شما در تعقیب شماست و هر لحظه به شما نزدیکتر میشود و قیامت پیش روی شماست پس با کسب اعمال صالح خود را آماده کنید همانا آنان که از این دنیا رفتند در انتظار رسیدن شمایند.  نهج البلاغه خطبه 21

امام علی (عليه السلام) : بدانید تقدیرهای الهی همچون قطرات باران که در جائی زیاد می بارد و در جائی کم و در جای دیگر اصلا نمی بارد از آسمان به سوی انسانها فرود می آید و بهره هرکسی بنا به مصلحت الهی به او می رسد پس اگر یکی از شما برای برادر خود برتری و فزونی در مال و ثروت و اولاد و همسر و نیروی بدنی مشاهده کند مبادا حسادت کند که اگر این طور باشد با مصلحت خدا اعتراض و دشمنی نموده اید.  نهج البلاغه خطبه 23

امام علی (عليه السلام) : نام نیکی که خدا از شخصی در میان مردم رواج دهد بهتر از ثروتی است که از او به دیگران برسد.  نهج البلاغه خطبه 23

امام علی (عليه السلام) : شبهه را به این علت شبهه نامیدند که به حق شباهت دارد اما نور هدایت کننده دوستان خدا را در شبهات یقین به دستورات خدا و سنت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و گفتار ائمه هدی (عليه السلام) است امام افراد سست ایمان و دشمنان خدا راهنمایشان در شبهات گمراهی و شک در اوامر الهی و کوردلی نسبت به این دستورات است.  نهج البلاغه خطبه 38

امام علی (عليه السلام) : همانا آغاز پدید آمدن فتنه ها و اختلافات در دین بدعت گذاری و هواپرستی در احکام آسمانی است و نوآوریهائی است که قرآن و سنت رسولخدا (صلي الله عليه و آله) با آن مخالف است پس عده ای با واسطه مخالفت با قرآن و سنت بر گروهی دیگر مسلط می گردند و اینجاست که شیطان بر دوستان خود چیره می گردد و تنها عده ای که مشمول رحمت و لطف پروردگارند از این فتنه نجات خواهند یافت.  نهج البلاغه خطبه 50

امام علی (عليه السلام) : به خدا سوگند اگر دلهای شما از ترس آب شود و از چشم هایتان با شدت شوق به خدا یا ترس از او خون جاری گردد و اگر تا پایان دنیا زنده باشید و تا آنجا که می توانید در اطاعت از فرمان حق بکوشید در برابر نعمت های بزرگ پروردگار به خصوص نعمت ایمان و ولایت ناچیز است.  نهج البلاغه خطبه 52

امام علی (عليه السلام) : بنده خدا باید از پروردگار خود بپرهیزد و خود را پند دهد و از معاصی و کردارهای زشت خود توبه کند و بر شهوات خود غلبه نماید و به خود وعده طول عمر ندهد زیرا مرگ او پنهان و پوشیده است و آرزوهای دنیائی فریبنده اند و شیطان همواره سعی در گمراه کردن او ، جلوه دادن معاصی در نظر اوست تا بر او تسلط یابد و انسان را در انتظار توبه نگه می دارد که آن را تاخیر اندازند و تا زمان فرا رسیدن مرگ از آن غفلت کند.  نهج البلاغه خطبه 64

امام علی (عليه السلام) : خدا رحمت کند کسی را که چون سخن حکیمانه بشنود خوب فرا گیرد و چون هدایت شود بپذیرد و دست به دامن هدایت کننده زند تا نجات یابد مراقب خویش در برابر پروردگار باشد از گناهان خود بترسد خالصانه گام بردارد ذخیره ای برای آخرتش فراهم آورد از گناهان دوری نماید و با خواسته های دلش مبارزه کند . در راه روشن هدایت که مسیر دستورات قرآن و سنت پیامبر و گفتار ائمه (عليه السلام) قدم بگذارد و از راه روشن هدایت فاصله نگیرد و چند روز زندگی دنیا را غنیمت شمارد و پیش از مرگش با اعمال صالح و نیک توشه ای برای آخرتش فراهم سازد.  نهج البلاغه خطبه 76

امام علی (عليه السلام) : ای مردم بدانید معاد و زنده شدن پس از مرگ شگفت آورتر از آفریده شدن  آغازین مخلوقات نیست چگونه چنین امری برای برخی محال است در صورتی که اگر همه جانداران جهان ، از پرندگان و چهارپایان و آنچه در آغل است و آنچه در بیابان سرگرم چرا است ، از تمام نژاد ها و جنس ها درس خوانده و نخوانده و انسانهای متفکر و تیزهوش گرد هم آیند تا پشه ای را بیافرینند توان پدید آوردن آن را ندارند بلکه عقلهایشان سرگردان و در شناخت آن حیران می ماند.  نهج البلاغه خطبه 186

امام علی (عليه السلام) : آگاه باشید این پوست نازک تن طاقت آتش دوزخ را ندارد ، پس به خودتان رحم کنید ، شما مصیبت های دنیا را آزموده اید آیا ناراحتی یکی از نزدیکان خود را بر اثر خاری که در بدنش فرو رفته ، یا زمین خورده و پایش مجروح گشته ، یا ریگ های داغ بیابان او را رنج داده دیده اید که تحمل آن چه مشکل است ؟ پس چگونه میشود تحمل کرد که در میان دو طبقه آتش در کنار سنگ های گداخته همنشین شیطان باشید آیا می دانید وقتی مالک دوزخ بر آتش غضب کند شعله ها بر روی هم می غلتند و یکدیگر را می کوبند و در میان درهای جهنم به هر طرف زبانه می کشند ؟!؟   نهج البلاغه خطبه 183

امام علی (عليه السلام) : آگاه باشید آنچه را در راه حفظ دین از دست می دهید زیانی به شما نخواهد رساند و آنچه را با تباه ساختن دین به دست می آورید سودی به حالتان نخواهد داشت.   نهج البلاغه خطبه 173

امام علی (عليه السلام) : بندگان خدا خیری را که خدا وعده داده رها کردنی نمی باشد ، و شری را که از آن نهی کرده دوست داشتنی نیست.بندگان خدا از روزی بترسید که اعمال و رفتار انسان وارسی میشود روزی که پر از تشویش و اضطراب است به طوری که کودکان را پیر می گرداند ، بدانید امروز به فردا نزدیک است و فردا به امروز و از روزی که به دنیا آمده اید به سرعت به سمت منزل قبر در حرکتید وه چه منزل وحشتناکی و سیه چال غربتی !!!   نهج البلاغه خطبه 157

امام علی (عليه السلام) : عمل کننده بدون فهم و بصیرت و معرفت به دستورات دینی همچون رونده ای است که راه را خطا می رود و به سوی بیراهه در حال حرکت است ، پس هرچه شتاب کند و بیشتر برود از مقصد اصلی دورتر میشود و عمل کننده از روی درک و معرفت دینی همچون رونده بر روی راه صحیح است پس هرچه می رود به مقصد نزدیکتر می گردد.   نهج البلاغه خطبه 154

امام علی (عليه السلام) : ای مردم برای آن روز که زاد و توشه ذخیره می کنند و اسرار آدمیان فاش می گردد . یعنی پس از مرگ عمل کنید و بپرهیزید از آتشی که حرارتش شدید و عمق آن ناپیدا و زیورآلات آن غل و زنجیر و نوشیدنی آن زرد آب و چرک جوشان است.   نهج البلاغه خطبه 120

امام علی (عليه السلام) : شما را چه شده است که با به دست آوردن متاعی اندک از دنیا شادمان می گردید و از ثواب بسیار آخرت که از دست می دهید اندوهناک نمیشوید اما با از دست دادن چیزی اندک از تعلقات دنیوی به طوری مضطرب میشوید که آثار پشیمانی آن در چهره تان آشکار میگردد گویا این دنیا محل زندگی جاودان شماست ، و وسائل آن برای همیشه از آن شماست در بی اعتنائی به آخرت و دوستی دنیا یک دل شده اید و هر یک از شما دین را فقط بر سر زبان می آورید و از این کار خشنودید.  نهج البلاغه خطبه 113

امام علی (عليه السلام) : حضرت هنگام عبور از محلی شنید که عده ای ایشان را ستایش می کنند با دیدن این صحنه فرمود : بار خدایا تو مرا از خودم بهتر می شناسی ، و من نیز خودم را بهتر از ایشان می شناسم ، خدایا مرا از آنچه اینان می پندارند نیکوتر قرار ده و آنچه را که ایشان درباره زشتی من نمی دانند بیامرز.   نهج البلاغه حکمت 100

امام علی (عليه السلام) : مردم برای اصلاح و راحتی دنیای خود چیزی از معارف و دستورات دین را ترک نمی گویند جز آنکه خدا آنان را به چیزی زیانبارتر دچار خواهد نمود. نهج البلاغه حکمت 106

 امام علی (عليه السلام)  : خداوند قرآن رافرو نشانده عطش علمی دانشمندان و باران بهاری برای قلب فقیهان و راه گسترده و وسیع برای صالحان قرار داده است . قرآن داروئی است که با آن بیماری وجود ندارد . نوری است که با آن تاریکی یافت نمیشود ، قرآن محل امنی است برای هرکه در آن وارد شود و برهانی است برای کسی که به آن سخن گوید عامل پیروزی است برای کسی که به آن استدلال کند و راهنما و راهبر آن کسی است که به آن عمل کند قرآن  نشانه هدایت است برای کسی که در او بنگرد و سپر نگهدارنده است از برای کسی  که با آن خود را بپوشاند و حدیث کسی است که از آن بیان کند و حکم کسی است که به آن قضاوت کند .      نهج البلاغه خطبه 198

امام علی (عليه السلام) : قرآن نوری است که خاموشی ندارد ، چراغی است که درخشندگی آن زوال نپذیرد ، دریائی است که ژرفاو عمیق آن درک نشود ،  و راهی است که رونده در آن گمراه نگردد ، قرآن بنائی است که ستون های آن خراب نشود ، شفا دهنده ای است که بیماریهای لاعلاج را شفا بخشد ، قدرتی است که یاورش شکست نپذیرد ، حقی است که یاری کنندگانش مغلوب نشوند.       نهج البلاغه خطبه 198

امام علی (عليه السلام) : قرآن معدن ایمان و اصل آنست چشمه های دانش و دریاهای علوم در قرآنست سرچشمه عدالت و نهر جاری عدل است   قرآن پایه و ستون محکم اسلام است   قرآن دریائی است که تشنگان آن آبش را تمام نتوانند کشید و دریائی است که آبش تمامی ندارد قرآ ن منزلی است که مسافران وروندگان در آن راهش را فراموش نخواهد کرد .                        نهج البلاغه خطبه 198

امام علی (عليه السلام) : کسی که بمیرد مردم درباره اش می گویند چه باقی گذاشت اما فرشتگان می گویند چه پیش فرستاد ، خدا پدرانتان را بیا مرزد مقداری از ثروت خود را جلوتر بفرستید و در راه خدا انفاق نمائید تا در نزد خدا باقی ماند و همه را برای وارثان خود باقی مگذارید که پاسخگوئی آن بر شما واجب است .  نهج البلاغه خطبه 203

امام علی (عليه السلام) : امیرالمومنین (عليه السلام) هر شب این سخنان را بعد از نماز عشاء در مسجد کوفه برای مردم می خواندند : ای بندگان خدا آماده خارج گشتن از دنیا شوید که بانگ کوچ را سر داده اند سپس وابستگی خود را به زندگی دنیا کم کنید و بازاد و توشه و اعمال نیکو به سوی آخرت بازگردید که پیشاپیش شما گردنه ای سخت و دشوار و منزلگاههائی ترسناک وجود دارد که باید در آنجاها فرود آئید وتوقف کنید . آگاه باشید فاصله نگاههای مرگ بر شما کوتاه و گویا چنگالهایش را درجان شما فرو برده است  پس کارهای دنیا شما را از یاد مرگ غافل ساخته و بلاهای طاقت فرسای آن را از شما پنهان داشته است پس پیوند های خود رابا دنیا قطع کنید و از تقوا و پرهیزکاری کمک گیرید .                      نهج البلاغه خطبه 204

امام علی (عليه السلام) : در تفسیر آیه 60 سوره انفطار (( ای انسان گناهکار چه چیزی تورا بر پروردگار کریمت مغرور ساخته )) فرمود : برهان گناهکار نادرست ترین برهان است و عذرش از توجیه هر فریب خورده ای بی اساس تر و خوشحالی او از عدم آگاهی اوست . ای انسان چه چیزی تو رابر گناه جرات بخشید و در برابر پروردگارت مغرور ساخته ؟ و بر نابودی خود علاقه مند ساخته ؟ آیا بیماری تو را درمان نیست و خواب زدگی تو بیداری ندارد ؟ چرا آنگونه که به دیگران رحم می کنی به خود رحم نمی کنی ؟ چه بسا که تو بیماری را می نگری که سخت ناتوان است و از روی دلسوزی برایش اشک می ریزد ؟ اما چه چیزی تو را بر بیماری روحت که همان گناهان است بی تفاوت کرده و از گریه بر حال خویشتن بازداشته است ؟ در حالی که هیچ چیزی برای تو عزیز تر از جانت نیست ؟ چگونه ترس از فرود آمدن عذاب الهی به سبب گناهانت به هنگام شب تو رابیدار نکرده است ؟ که در گناه غوطه ور و در پنجه قهر الهی مبتلا شده ای .                       نهج البلاغه خطبه 223

امام علی (عليه السلام) : به خدا سوگند اگر تمام شب را بر روی خارهای مغیلان به سر برم و با غل و زنجیر به این سو و آن سو کشیده شوم خوش تر دارم تا خدا و رسولش را در قیامت ملاقات کنم درحالی به بعضی از بندگان خدا ستم کرده باشم و چیزی از بیت المال عمومی را به غصب گرفته باشم.     نهج البلاغه خطبه 224

 امام علی (عليه السلام) : به خدا سوگند برادرم عقیل را دیدم که به شدت تهیدست شده و از من درخواست داشت تا یک من (سه کیلو) از گندم های بیت المال را به او ببخشم و من کودکانش را دیدم که از گرسنگی دارای موهای ژولیده و رنگشان تیره شده بود و او پی در پی مرا دیدار و درخواستش را تکرار می کرد چون من به گفته هایش گوش دادم عقیل پنداشت که دین خود را به او واگذار کنم و آخرتم را به دنیای او بفروشم پس آهنی را در آتش گداخته و به دستش نزدیک کردم تا او را بیدار کنم پس او چون بیمار داد و فریاد زد و نزدیک بود از حرارت آن آهن بسوزد , به او گفتم ای عقیل از حرارت آهنی می نالی که انسانی آن را گرم ساخته اما مرا به حرارت دوزخی میخوانی که خدای جبار با خشم خود آن را برافروخته تو از حرارت ناچیز می نالی و دستت را می کشی پس چگونه من از آتش الهی و از نافرمانی او دوری نگزینم.    نهج البلاغه خطبه 224

مولا علی (عليه السلام) : بیچاره فرزند آدم ! اجلش پنهان ، بیماریهایش پوشیده ! اعمالش همه نوشته ! پشه ای او را آزار می دهد ! جرعه ای گلوگیرش شده و او را از پای در می آورد ، و عرق کردنی او را بدبو سازد !!!    نهج البلاغه حکمت 419

مولا علی (عليه السلام) : تقوا در راس همه ارزش های اخلاقی است.  نهج البلاغه حکمت 410

مولا علی (عليه السلام) : هر روز را که نافرمانی خدا نکنی ( گناه نکنی ) آن روز عید تو است. نهج البلاغه حکمت 428

مولا علی (عليه السلام) : هیچ مالی سودمندتر از عقل نیست و هیچ عقلی چون تدبیر( تدبیر یعنی : ترتیب ، نظم ، سنجیده کاری ، کاردانی ، همه جوانب امری را با دقت سنجیدن و برنامه ریختن ، سپس آغاز کردن )  نیست. نهج البلاغه

مولا علی (عليه السلام) : برنامه ریزی درست ( اقتصادی ) مال اندک را افزایش می دهد ، و برنامه ریزی نادرست مال فراوان را نابود میکند.  غررالحکم

مولا علی (عليه السلام) فرمودند : خدای تبارک و تعالی به موسی (عليه السلام) گفت  :  سفارش مرا در چهار امر گوش کن :

1.تا وقتی که گناهان خود را آمرزیده ندانی به عیوب دیگران نپرداز. ( تا وقتی که مطمئن نشدی گناهانت را بخشیده ام از دیگران عیب یابی نکن  )

2.تا وقتی که می دانی گنج های من تمام نشده ، غم روزی مخور.

3.تا سلطنت من بر جا است  به دیگری امیدوار مباش. ( در تمام امور امیدت به من باشد و به کس دیگر امید نداشته باش )

4.تا شیطان نمرده از مکرش ( وسوسه ) آسوده مباش. ( تا وقتی که شیطان زنده است از وسوسه اش آسوده و راحت مباش )

خصال الصدوق جلد 1 صفحه 206

مولا علی (عليه السلام) : از غیبت بپرهیز که غیبت کردن تو را با خدا و مردم دشمن می کند و اجر و پاداش کارهای تو را از بین می برد.    غررالحکم حدیث 2632

مولا علی (عليه السلام) همواره می فرمود : اهل بهشت به جایگاه شیعیان ما به گونه ای که انسان به ستارگان نگاه می کنند نظر می کنند.  بحارالانوار جلد 8 صفحه 147 حدیث 77

مولا علی (عليه السلام) : مردی از امام علی (عليه السلام) سوال کرد : محبوبترین اعمال پیش خدا کدام است ؟ امام (عليه السلام) فرمود : انتظار فرج.    بحارالانوار جلد 52 صفحه 122

مولا علی (عليه السلام) : روزی جابر ( بن عبدا... انصاری ) به حضرت علی (عليه السلام) عرض کرد : چگونه صبح کرده اید ؟ حضرت فرمودند : در حالی که به این همه گناه نعمتهای زیادی از پروردگارمان داریم و نمی دانیم کدام یک را شکر بگذاریم ( شکر کنیم ) خوبیهائی که برملا ( پدیدار ) می کند و زشتیهائی را که از ما می پوشاند.   تحف العقول صفحه 210

مولا علی (عليه السلام) : تاریخ گذشتگان و آیندگان و برنامه زندگی شما در قرآن است.  بحارالانوار جلد 92 صفحه 32

نوف بکالی گوید در مسجد کوفه خدمت امیرالمومنین (عليه السلام) رسیدم و سلام کردم و ایشان جواب سلام را دادند گفتم یا امیرالمومنین (عليه السلام) پندی به من بدهید فرمود ای نوف خوبی کن تا با تو خوبی شود.گفتم یا امیرالمومنین (عليه السلام) باز هم بفرمایید : امام (عليه السلام) فرمود : رحم کن تا با تو رحم کنند ( به مردم رحم کن تا آنها هم به تو رحم کنند ) . خوب بگو تا به خوبی یادت کنند.  (سخن خوب و درست بگو تا تو را مردم به خوبی یاد کنند) از غیبت اجتناب کن و غیبت مکن که غیبت کننده خورشت سگهای دوزخ است . سپس فرمود : ای نوف دروغ گفته کسی که فکر می کند حلال زاده است و به غیبت کردن گوشت مردم را میجود . دروغ گفته کسی که گمان دارد حلال زاده است و دشمن من و امامان از اولاد من است . دروغ گفته کسی که گمان دارد حلال زاده است و زنا را دوست دارد یا بر نافرمانی خدا در شب و روز دلیر است . ( در شب و روز بی باک گناه میکند) ای نوف صله رحم کن تا خدا عمرت را زیاد کند (  صله رحم با افراد مومن و دین دار)  ای نوف خوش اخلاق باش تا حسابت را سبک گیرند . ای نوف اگر می خواهی روز قیامت با من باشی به ستمکاران کمک مکن . ای نوف هرکه ما را دوست دارد روز قیامت با ما است و اگر مردی سنگی را دوست بدارد در قیامت با او محشور گردد ( یعنی در این دنیا هر کسی را دوست داشته باشی و با کارهایش موافق باشی در قیامت با او محشور میشوی )ای نوف مبادا خود را در میان مردم خوب جلوه دهی و در پنهان و خلوت خدا را نافرمانی کنی(مبادا در میان مردم خود را انسان خوب و مومن نشان دهی ولی در خلوت و تنهایی گناه کنی ) تا آنکه خدا در روزیکه ملاقاتش می کنی رسوایت کند. ای نوف آنچه راکه به تو گفتم نگهدار و عمل کن تا به خیر دنیا و آخرت برسی .  امالی شیخ صدوق مجلس 37 صفحه 209 الی 210

مولا علی (عليه السلام) : هرکسی که از قبرستانی بگذرد مردگان به او می گویند : ای غافل اگر میدانستی ( از احوال قبر و قیامت و ) آنچه را که ما میدانیم هر لحظه گوشتهای بدنت از ترس و وحشت فرو می ریخت.  ارشاد القلوب جلد 2 صفحه 229

مولا علی (عليه السلام) : موسیقی و آوازه خوانی باعث فقر است و کسی که زیاد به صدای موسیقی گوش می دهد عاقبت به فقر و نداری مبتلا میشود. عین الحیوة صفحه 230

مولا علی (عليه السلام) : هیچ کس شوخی بی جا نکند جز آنکه مقداری از عقل خویش را از دست بدهد. نهج البلاغه حکمت 450

مولا علی (عليه السلام) : بزرگترین و سخت ترین گناهان گناهی است که گناهکار آن را کم و سبک شمارد.  نهج البلاغه حکمت 477

مولا علی (عليه السلام) : حسادت بر دوست از آفات دوستی است. نهج البلاغه حکمت 218

مولا علی (عليه السلام) : عبرت ها چقدر فراوانند و عبرت پذیران چه اندک !؟ نهج البلاغه حکمت 297

مولا علی (عليه السلام) : اگر میخواهی سلامت باشی از حسادت ورزیدن دوری کن و حسادت نکن.  نهج البلاغه حکمت 256

مردی خدمت امیرالمومنین (عليه السلام) آمد و عرض و کرد : سنت و بدعت و جماعت و فرقت را برایم توضیح دهید : فرمود : سنت روشی است که پیغمبر ( ص) آنرا گذاشته و بدعت چیزی است که بعد از آنحضرت به وجود آمده و جماعت اهل حق هستند اگرچه کم باشند و فرقت اهل باطلند اگرچه بسیار باشند.  اصول کافی جلد 2 صفحه 261

از حضرت علی (عليه السلام) نقل شده که فرمود : سلام هفتاد حسنه دارد که شصت و نه حسنه برای سلام کننده و فقط یک حسنه ، برای پاسخ دهنده است. بحارالانوار جلد 76 صفحه 11

امام علی (عليه السلام) : قرآن ، سخنگوی عدالت است.  غررالحکم

مولا علی (عليه السلام) : دردی دردناکتر از گناه برای دل نیست و ترسی سخت تر از مرگ نیست و گذشته برای اندیشیدن ( و عبرت گرفتن ) بس است و مرگ برای اندرز دادن کافی است. اصول کافی جلد 3 صفحه 377

امیرالمومنین علی (عليه السلام) : ریاکار سه نشانه دارد چون مردم را بیند ( در عبادت ) به نشاط آید.و هرگاه تنها باشد کسل باشد ( در هنگام تنهایی کسل است و عبادت نمی کند ) و دوست دارد که در هرکاری از او تعریف کنند و او را بستایند.   اصول کافی جلد 3 صفحه 403

امام علی (عليه السلام) : تو که اعمال رسوا کننده مرتکب شده ای خنده دندان نما مکن . و کسی که گناهانی کرده ای از بلای شبگیر و پیش آمد ناگهانی نباید ایمن باشد. اصول کافی جلد 3 صفحه 371

مولا علی (عليه السلام) : ( مردی را در مرگ یکی از خویشاونداشان چنین تسلیت گفت ) مردن از شما آغاز نشده و به شما نیز پایان نخواهد یافت.این دوست شما (منظور کسی که فوت شده است)به سفر می رفت اکنون پندارید که به یکی از سفرها رفته اگر او باز نگردد شما به سوی او خواهید رفت. نهج البلاغه حکمت 357

امام علی (عليه السلام) : چگونه کسی می تواند در حق دیگری عدالت نماید ، در صورتی که در حق خود ظلم می کند ؟  الحیاة جلد 6 صفحه 507

مولا علی (عليه السلام) : هرکس دامنه آرزوهایش گسترده باشد ، عملش کوتاه و ناچیز گردد. ارشاد شیخ مفید صفحه 144

مولا علی (عليه السلام) : آن کس که علم خود را به کار نبندد ، چیزی نمی داند. غررالحکم حدیث 308

مولا علی (عليه السلام) : بشنوید و بفهمید و باور کنید و بعد به کار ببندید.  اصول کافی جلد 4 صفحه 194

مولا علی (عليه السلام) : پست ترین علم آن است که بر زبان با یستد ( عمل نشود ) ، وبالاترین علم آن است که در اندامها آشکار گردد ( عمل شود )  نهج البلاغه

مولا علی (عليه السلام) : از خودراضی ابله است ، و خود محور زیانکار.  غررالحکم حدیث 48

مولا علی (عليه السلام) : جز از گناه خود مترس.  غررالحکم صفحه 598 حدیث 7480

امام علی (عليه السلام) : دروغ گفته کسی که ادعای باور آخرت را دارد و به دنیای فانی دل بسته است.  غررالحکم صفحه 582 حدیث 7292

امام علی (عليه السلام) : آرزو را کوتاه کنید و از اجل ناگهانی بترسید و به سوی رفتار شایسته بشتابید.  غررالحکم صفحه 552 حدیث 6850

امام علی (عليه السلام) : هیچ پیش آمدی نزدیکتر از مرگ نیست.  غررالحکم صفحه 636 حدیث 7935

امام علی (عليه السلام) : کسی که تکبر کند ، علم و دانش نیاموزد.  غررالحکم صفحه 634 حدیث 7900

امام علی (عليه السلام) : مرگ احترام کسی نگه ندارد.  غررالحکم صفحه 634 حدیث 7908

امام علی (عليه السلام) : ارزش دانش ، عمل به آن است.  غررالحکم صفحه 534 حدیث 6634

امام علی (عليه السلام) : دروغ تباهی شخصیت است.  غررالحکم صفحه 532 حدیث 6615

امام علی (عليه السلام) : مومن از گناه همواره بیمناک و از امتحان هراسناک و به رحمت پروردگارش امیدوار است.  غررالحکم صفحه 96 حدیث 1797

امام علی (عليه السلام) : زیاده روی در هر چیز نکوهیده است ، مگر در کارهای نیک.  غررالحکم صفحه 110 حدیث 1946

امام علی (عليه السلام) : هرکه به غیر از راه خدا هدایت بجوید تباه گردد.  غررالحکم صفحه 476 حدیث 5965

امام علی (عليه السلام) : بهشت با عمل به دست آید ، نه با آرزو.  غررالحکم صفحه 350 حدیث 4355

امام علی (عليه السلام) : به راستی که برترین دانش و وقار ، بردباری است.  غررالحکم صفحه 254 حدیث 3505

امام علی (عليه السلام) : روزگار صفحه های عمر شما است ، پس بهترین کردار خود را در آن ثبت کنید.  غررالحکم صفحه 120 حدیث 2058

حضرت علی (عليه السلام) : ما خاندان موظفیم گرسنگان را سیر کنیم فروماندگان را کمک نمائیم و چون مردم بخواب روند نماز بگذاریم.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (عليه السلام)

حضرت علی (عليه السلام) :نزد خدا از همه بهتر باش در چشم خود از همه بدتر باش و در نظر مردم یکی از انان باش  این حدیث را عبدالله مسعود به این صورت ادا کرده : واجبات الهی را انجام ده تا از همه عابدتر باشی گناهان را ترک کن تا از همه زاهد تر باشی به قسمت خدا راضی باش تا از همه بی نیاز تر باشی.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (عليه السلام)

حضرت علی (عليه السلام) : سه چیز حافظه را قوی کند و بلغم را برطرف نماید : مسواک  روزه   تلاوت قرآن.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (عليه السلام)

حضرت علی (عليه السلام) : دنیا میفریبد و زیان میرساند و میگذرد.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (عليه السلام)

حضرت علی (عليه السلام) : نسبت به رعیت و زیر دستان خوش نیت و کم طمع و پرهیزگار باش تا بتوانی به عدالت رفتار کنی.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (عليه السلام)

حضرت علی (عليه السلام) : هرکه هوای زندگی جاوید دارد (با این که امکان ندارد . یعنی اگر این کار ها را که مولا علی (عليه السلام) فرموده اند انجام دهیم سلامتی و طول عمر بدنمان را تضمین کردیم وگرنه منظور جاوید شدن و نمردن نیست) صبح زود غذا بخورد لباس سبک بپوشد و با زنان کمتر بیامیزد.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (عليه السلام)

حضرت علی (عليه السلام) : عالم سه نشانه دارد : علم  بردباری  سکوت . عالم نما نیز سه نشانه دارد : از مافوق اطاعت نکند زیر دست را به قهر و غلبه بیازارد با ستمگران همکاری کند. کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (ع

حضرت علی (عليه السلام) : سه چیز جان را میکاهد : تنگدستی ترس و اندوه و سه چیز روح را زنده کند : سخن علما دیدار رفقا گذشتن روزگاز بدون گرفتاری زیاد.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (عليه السلام)

حضرت علی (عليه السلام) : کسی را رفیق نخوانند مگر که در سه حال رعایت رفیق کند : دربیچارگی و غیبت (پشت سر )و پس از مرگ.کتاب نصایح باب سوم پندهای سه گانه مولا علی (عليه السلام)

مولا علی (عليه السلام) : وقتى به حضرت علىّ عليه السّلام خبر رسيد كه ارتش معاويه بر شهر مرزى أنبار تاخته، و فرماندار وى در آنجا به نام حسّان بن حسّان را به شهادت رسانده، و آنچه در شهر بوده به يغما برده است، وى خشمگين از كوفه بيرون آمد، و آنچنان آشفته بود كه بخود توجّه نداشت بگونه‏اى كه لباسش بزمين كشيده می‏شد، و مردم نيز در پى آن بزرگوار روان شدند ، و شتابان می‏رفت تا به محلّ «نخيله» (كه ميدان بسيج و سان لشكر كوفه بود) رسيد، در آنجا بر مكان مرتفعى از زمين، ايستاد، و اين سخنرانى پر سوز و گداز را ايراد نمود: ابتدا در كمال فروتنى به ستايش پروردگار و درود بر پيغمبر خدا صلى اللَّه عليه و آله لب گشود :
و آنگاه فرمود: همانا نبرد با مخالفين دين، درى از درهاى بهشت می‏باشد (كه خداوند آن را بر روى دوستان مخصوص خود گشوده، و جهاد پوشش پرهيزكارى، و زره رخنه ناپذير خدا، و سپر محكم قادر متعال است‏). كسى كه از روى كوته ‏فكرى آن را ترك نمايد و مايل به آن نباشد، خداوند لباس خوارى و فرومايگى بر او بپوشاند، و وي را در گرداب بلا فرونشاند، و خوار گردانيده شود به حقارت و بی اعتبارى.
من در شب و روز، در آشكار و نهان، بارها نغمه فداكارى را در گوشهاى سنگين شما نواختم، و شما را به نبرد بی ‏امان با آنان فرا خواندم تا قبل از آنكه به شما يورش برند بر آنان بتازيد، هم اكنون بار ديگر آن را تكرار می‏نمايم شايد با اين دم گرم من، خون نيم مرده و سرد و لخته شده در شريانهايتان بجريان افتد، سوگند به آنكه جانم در اراده اوست قلمرو سرزمين هيچ قومى ميدان تاخت و تاز دشمن قرار نگرفت مگر آنكه دچار خوارى و شكست شدند.
وه! كه چه سست عنصر بوديد، و در پاسخ دعوت من به بهانه ‏هاى شرم ‏آور، بار وظيفه خود را بر دوش يك ديگر نهاديد، و به اميد هم نشستيد، و هر كدام انتظار پيشگام شدن ديگرى را كشيديد، و با رها ساختن يك ديگر در سختی‏ها، از بند مسئوليّت گريختيد، و سرانجام روزگار به دام  ذلّتتان كشيد، و دشمن از هر سو بر شما تاخت و اموالتان را به يغما برد.
اين مرد غامد { سفيان بن عوف از قبيله بنى غامد در يمن فرمانده لشكر معاويه } است كه با سپاهيان تحت فرماندهى خود به شهر أنبار (شهرى در كنار شرقى فرات مقابل هيت كه در جانب غربى فرات می‏باشد) يورش برده، و فرماندار آنجا (حسّان بن حسّان) را با مردان زياد و زنانى از اهالى آنجا كشته است، و قسم به آفريدگارى كه جانم به اراده و اختيار اوست گزارش تكان دهنده ‏اى به من رسيده : كه يكى از سپاهيان ايشان بر دو تن از زنان كه يكى مسلمان، و ديگر زن غير مسلمانى كه پناهنده به مسلمين بوده حمله ‏ور شده زيورهاى زنانه و دستبند و النگو، و گردنبند، و گوشواره‏ هاى آنان را با كمال قساوت و بيشرمى از پا و دست و گردن و گوششان بيرون آورده و به تاراج برده (و آن دو زن براى نجات خود هر چه سوز دل را با قطرات اشك آميختند كسى به فريادشان نرسيده) و آنگاه متجاوزين با غنائم فراوان، در حالى كه كوچكترين زخمى بر نداشته و قطره خونى از بدنشان نچكيده به پايگاههاى خود باز گشته‏اند. آه كه اگر مرد مسلمانى از شنيدن اين ماجراى دلسوز و غم انگيز از فرط خجلت در دم بميرد، و سر به خاك تيره فرو برد، به نظر من نه تنها بر او سرزنشى نيست، بلكه چنين مرگى را سزاوار است و بسى شگفت ‏انگيز و جاى دريغ است كه اين گروه بر كردار ناشايست خود، آن گونه پشت به پشت هم داده ‏اند و كوشايند، و شما در كار حقّ خود چنين پراكنده ‏ايد و سست عنصريد! وقتى خواستم كه در زمستان با آنها بجنگيد، با لحنى كه نماينده سستى شما بود، گفتيد: اينك ‏بوران و سرما است ، هنگامى كه در تابستان گفتم به نبرد با ايشان برخيزيد ، پاسخ داديد :
  گرماى تابستان بيداد میكند ، بما مهلت بده تا فشار گرما كاسته شود. شما كه با چنين بهانه ‏هايى ، عاجزانه از گرما و سرما گريزانيد ، به خدا سوگند! از لبه تيز شرر بار شمشير برهنه دشمن بيشتر خواهيد گريخت (با چنين روحيه ‏اى ، آنگاه كه آتش جنگ پيكرتان را بسوزاند چگونه خواهيد توانست سينه گناه آلود آنها را از هم بدريد و دست جنايتكارشان را از دامن خود كوتاه سازيد).  (سپس با لحن پرخاشگرانه‏ اى فرمود:) اى مردنمايانى كه اثرى از مردانگى در شما (فكر و روحتان) نيست! با شما هستم! شمائى كه انديشه ‏هاى مشوّشتان به كوتاهى انديشه و آرمان كودكى می‏ماند كه نيازمند به دايه است و همچون پرده ‏نشينان و عروسان تازه به حجله رفته كه براى هر چيز منتظر كمك هستند! به خدا قسم با سرپيچى و نافرمانيهايتان، فكر و نقشه ‏ام را تباه ساختيد، و دل خونينم را با رفتار ناهنجارتان از جوش و خشم مالامال كرديد، تا كار به جايى رسيد كه مقام سربازى ‏ام را لكه ‏دار كرديد، و مردم مرا مسئول خودسريهاى شما دانسته و كاردانى مرا زير سؤال بردند تا آنجا كه قريش گفتند: پسر ابو طالب دلاور است ولى درست با تاكتيك‏هاى جنگى آشنائى ندارد و خام است، (با تعجّب فرمود) خدا خيرشان دهد ( تا بتوانند گفتار خود را سنجيده ادا كنند )، آيا در ميدان كارزار چه كسى فنون نظامى را بهتر از من می‏داند، و يا استوارتر و چيره ‏دست ‏تر از من است؟!
 به خدا سوگند هنوز به سن بيست سالگى نرسيده بودم كه در ميدان جنگ قد بر أفراشتم، و گامهاى پولادينم زمين سخت آنجا را لرزاند، و اكنون سنم از شصت گذشته (چگونه می‏شود با چهل سال سربازى، كه در همه جنگها تدابيرم موفّقيّت آميز و افتخار آفرين بوده، اكنون در مسائل جنگ ناپخته باشم) و لكن هيچ راهى و تدبيرى باقى نمانده است.
كسى كه فرمانش را نمی‏برند چه می‏تواند بكند؟!- سه بار اين جمله را تكرار فرمود- در اين هنگام مردى بهمراه برادرش بپا خاست و عرضه داشت: اى امير المؤمنين، من و اين برادرم چنانيم كه خداوند از قول حضرت موسى بازگو نموده: رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي (پروردگارا هر آينه من مالك نيستم مگر نفس خود و برادرم را- مائده 5: 25).
به خدا قسم هر چه فرمان دهى اجرا خواهيم كرد، گر چه مجبور باشيم از ميان شعله ‏هاى سوزان آتش چوب درخت «غضا» و بر روى خارهاى جانگزاى «قتاد» (درخت پرتيغى است) بگذريم، حضرت برايشان دعاى خير كرد؛ و آنگاه فرمود: و بكجا خواهيد رسيد از آنچه من خواسته ‏ام و سپس از منبر پایین آمد.   معانی الاخبار جلد2 صفحه 235

امام علی (عليه السلام) : 1.دین شخصیت و بزرگی بخشد 2.دانش عظمت بخشد 3.خودخواهی ، سرافکندگی آورد 4.بخشش رفتار پسندیده است 5.سستی ( در همه امور ) تباهی فرصت است. 6.فروتنی عظمت آورد. 7.دنیا گذرا است و آخرت پاینده است. 8.عدالت دلپذیر است. 9.عقل نگهبان ( انسان ) است.  غررالحکم صفحه 15

امام علی (عليه السلام) : 1.پاکدامنی ، نعمت است.2.انسان فرومایه ، فریب خورده است.3.اندیشه و فکر کردن انسان را هدایت میکند.4.راستگویی رستگاری آورد و دروغگویی زشتی آورد.5.انسان بخشنده گشاده رو است.6.دروغگویی خیانت است.7.دنیا پرستی ، گمراهی آورد.8.هوس رانی هلاکت آورد.9.یقین ( به خداوند ) عبادت است.10.قناعت و میانه روی ، ثروت آورد.11.حسادت ، انسان را رنجور و بیمار کند.  غررالحکم صفحه 16

امام علی (ع ): 1.تفکر کردن ، عبادت است.2.ناامیدی ( از مردم ) ، آزادگی است.3.خودنمایی ( ریا ) شرک ( به خدا ) است.4.خودپسندی ، تباهی است.5.طمع ، زیان آور است.6.پیروزی با دور اندیشی است.7.خواهشهای نفسانی آفت اند.8.پاکدامنی ، پارسایی است.  غررالحکم صفحه 17

امام علی (عليه السلام) : 1.صبر و شکیبایی ، بنیاد کارهاست.2.بخشندگی ، شایسته ترین رفتار است.3.راستگویی ، ارزشمندی است و دروغگویی ، فرومایگی است.4.ترس از خدا رستگاری است.5.موفقیت ، خواست خداوند است.6.خودپسندی ، کم خردی است.7.دانش ، گنج است.8.ایمان ، رستگاری است.9.نیکوکاری ، شرافت است. غررالحکم صفحه 18

مولا علی (عليه السلام) : غضب آتشی است مشتعل ، کسی که خشم خود را فرو نشاند ( خشم خود را نگه دارد ) ، آن آتش مشتعل را خاموش کرده است و آن کس که غضب را به حال خودش آزاد گذارد ، ( خشم خود را نگه ندارد ) خود اولین کسی است که در شعله ها ی آن خواهد سوخت .     الحدیث جلد 1 صفحه 1

امام علی (عليه السلام) : دنیا منزل گذران و آخرت مقر جاودان است ، فرصت را غنیمت شمارید و از گذر گاه خویش برای قرار گاه خود ، چیزی ( کار نیکی ) بگیرید و ذخیره ای بیندوزید.   الحدیث جلد 1 صفحه 4

مولا علی (عليه السلام) : به چیزی که شایسته آن نیستی طمع و تمنی نداشته باش .        الحدیث جلد 1 صفحه 9

مولا علی ( ع) : در ضمن نصایح خود به امام حسن (عليه السلام) فرمود : فرزند عزیز بپرهیز از اینکه بر آرزوهای نفسانی خویش اعتماد نمائی زیرا تکیه به آرزوها متاع مردم احمق و کم خرد است .   الحدیث جلد 1 صفحه 11

مولا علی (عليه السلام) : آزاد کسی است که بتواند شهوات ناروا را ترک کند .        الحدیث جلد 1 صفحه 14

مولا علی (عليه السلام) : بنده شهوت اسیری است که هرگز آزادی نخواهد داشت .    الحدیث جلد 1 صفحه 17

مولا علی (عليه السلام) : آدمی به گفتارش سنجیده می شود و به رفتارش ارزیابی می گردد ، چیزی بگو که کفه سخنت سنگین شود و کاری کن که قیمت رفتارت بالا رود.         الحدیث جلد 1 صفحه 19

مولا علی (عليه السلام) : اگر از آثار معنوی این آیه شریف (آیة الکرسی) آگاه می بودید در هیچ حال ، آنرا ترک نمی کردید ، پیغمبر اکرم (صلي الله عليه و آله) فرمود : آیة الکرسی از گنجینه ای در زیر عرش به من عطا شده است و قبل از من به هیچ پیغمبری چنین عطائی نشده است .      الحدیث جلد 1 صفحه 22

امام علی (عليه السلام) : هیچ عملی از انسان در پیشگاه خداوند مورد قبول واقع نمی شود ، مگر اینکه آن عمل را با خلوص انجام داده باشی .       الحدیث جلد 1 صفحه 29

مولا علی (عليه السلام) : در ضمن وصایای خود به حضرت حسین (عليه السلام) فرموده : خوشبخت و رستگار کسی است که علم و عملش ، دوستی و دشمنیش ؛ گرفتن و رها کردنش ، سخن گفتن و سکوتش ، رفتار وگفتارش تنها بر اساس رضای الهی استوار باشد و بر خلاف امر پروردگار قدمی بر ندارد .          الحدیث جلد 1 صفحه 30

مولا علی (عليه السلام) : نفس متجاوز و سرکش خویش را با ترک عادات ناپسند خوار نمائید و با انجام  اوامر الهی وادارش  سازید و بار غرامتهای تخلفش را بر وی تحمیل نمائید ، با ارتکاب مکارم اخلاق زینتش کنید و از پلیدیهای گناه مصونش دارید .        الحدیث جلد 1 صفحه 34

مولا علی (عليه السلام) : ناتوان ترین مردم کسی است که به اصلاح نقائص معنوی و سیئات اخلاقی خود قادر باشد و اقدام نکند .    الحدیث جلد 1 صفحه 36

مولا علی (عليه السلام) : اگر فرضا نه به بهشت امیدوار باشیم و نه از آتش جهنم ترسان ، ثواب و عقابی را عقیده نداشته باشیم ، باز شایسته است از پی سجایای اخلاقی برویم زیرا اخلاق پسندیده و ملکات فاضله است که ما را در زندگی به راه رستگاری هدایت می کند .       الحدیث جلد 1 صفحه 37

امام علی (عليه السلام) : پندپذیری انسان عاقل به وسیله ادب و تربیت است ، چهارپایان و حیواناتند که تنها با ضرب و زدن تربیت می شوند .      الحدیث جلد 1 صفحه 48

 مولاعلی (عليه السلام) در ضمن نامه خود به فرزندش امام حسن (عليه السلام) نوشت : فرزند عزیز در راه ادب آموزی تو از فرصت استفاده کردم و قبل از آن که دل کودکانه ات سخت شود و عقلت با اندیشه های دیگری مشغول گردد به تربیتت مبادرت نمودم و وظیفه ی پدری خود را انجام دادم.  الحدیث جلد1 ص51

 امام علی (عليه السلام) : در کسب علم و ادب بکوشید ، چه آنکه عالم ،عزیز وگرانقدراست ، اگرچه به خاندان بزرگی منتسب نباشد ، اگر چه فقیر بی بضاعت باشد ، واگر چه جوان باشد. الحدیث جلد1 ص 51

 مولا علی (عليه السلام) : به کمیل توصیه فرمود : در هر حالی که هستی به حق سخن بگویید ، پرهیزگاران را دوست بدارید ، گناهکاران را ترک گویید ، با منافقان میامیزید و با خیانتکاران رفاقت مکن. الحدیث جلد 1 ص 62

مولا علی (عليه السلام) : تکبر کردن با افراد متکبر، خود عین تواضع است. الحدیث جلد 1 ص 66

علی (عليه السلام) : آنکس که شرم و حیاءاش کم باشد ، اجتنابش از گناه کم خواهد بود. الحدیث جلد 1 ص 72

مولا علی (عليه السلام) : شرم و حیاء آدمی را از کارهای ناپسندیده باز می دارد. الحدیث جلد 1 ص 72

 مولا علی (عليه السلام) : هیچکس حیا نکند از اینکه اگر چیزی را نمی داند یاد بگیرد. مردان با ایمان چیزی را که نمی دانند با کمال صراحت می گویند نمی دانیم ، و از اینکه به نادانی خود اعتراف نمایند حیاء نمی کنند.  الحدیث جلد1 ص 76

مولا علی (عليه السلام) : هیچکس حیا نکند وقتی از او بپرسند چیزی را که نمی داند صریحا بگوید نمی دانم . اولیاء اسلام در موارد بسیاری مردم را از حیاء احمقانه و وخجالت کشیدنهای بی مورد بر حذر داشته اند. الحدیث جلد 1 ص 76

مولا علی (عليه السلام) : هرکس به در آمدی که به کفاف زندگیش رسا باشد ( زندگیش بگذرد ) اکتفا کند از پریشان فکری رهیده و به دین وسیله آسایش خاطر خود را مرتب ساخته است. الحدیث جلد 1 صفحه 91

مولا علی (عليه السلام) : بهترین عبادت چشم پوشی از گناه است .الحدیث جلد 1 صفحه 95

مولا علی (عليه السلام) : آزادمرد کسی است که تمایلات غیر مشروع خود را ترک گوید. الحدیث جلد 1 صفحه 96

مولا علی (عليه السلام) : با مخاطب خویش پسندیده و مودب سخن بگویید تا او نیز به شما با احترام جواب گوید. الحدیث جلد 3 صفحه 64

مولا علی (عليه السلام) به مالک اشتر توصیه فرمود : از عهد شکنی بر حذر باش ، خلف وعده و نقض پیمان باعث خشم خداوند و مردم است. الحدیث جلد 3 صفحه 69

مولا علی (عليه السلام) : در خردسالی علم بیاموزید تا در بزرگسالی به برتری و سیادت نائل آیید.  الحدیث جلد 3 صفحه 91

مولا علی (عليه السلام) : هیچ پدری به فرزندش تفضل و بخشش ننموده است که عالیتر و شریفتر از تربیت خوب باشد. الحدیث جلد 3 صفحه 93

مولا علی (عليه السلام) : با تحمل رنجهای سخت و زحمتهای سنگین ، آدمی به پایه های بلند زندگی و آسایش دائمی نائل می شود. الحدیث جلد 3 صفحه 96

مولا علی (عليه السلام) : مردم اجتماع دو گروهند : 1 گروه اول کسانی هستند که در تحصیل دانش مدارجی را پیمودند و عالمند ، گروه دوم کسانی هستند که مشغول تحصیل علم هستند و اگر جزو این دو گروه نباشید وحشیان حیوان صفتید .       الحدیث جلد 3 صفحه 3

  مولا علی (عليه السلام) : بهترین مطالبی که شایسته است جوانان یاد گیرند چیزهایی است که در بزرگسالی مورد نیازشان باشد و بتوانند در زندگی اجتماعی از آموخته های دوران جوانی خود استفاده نمایند .        الحدیث جلد 3 صفحه 4

مولا علي (عليه السلام) : درباره ارزش علم و تفاوت افراد عالم و غيرعالم فرموده است: كاش مي‌دانستم كسي كه از علم بي‌نصيب مانده چه چيز به دست آورده است، و آن كس كه از علم بهره‌مند شده چه چيز به دست نياورده است.  الحديث  جلد 2 صفحه 1

مولا علي (عليه السلام) : هر علمي كه مورد تأييد و امضاي عقل نباشد ، گمراهي و ضلالت است.  الحديث جلد 2  صفحه 5

مولا علي (عليه السلام) : چه بسا مردم عالمي كه علمشان باعث قتل و نابودي آنان شد.  الحديث  جلد 2  صفحه 6

مولا علي (عليه السلام) : تجربه‌هاي زندگي ، دانش مفيد و ثمربخشي است.  الحديث جلد 2  صفحه 7

مولا علي (عليه السلام) : كسي كه در آموخته‌هاي خود بسيار بينديشد ، دانش خود را استوار ساخته و به فهم مطالبي كه نمي‌فهمد ، نائل مي‌گردد. الحديث جلد 2  صفحه 9

مولا علي‌(عليه السلام) : بهترين مطالبي كه شايسته است جوانان ياد بگيرند ، چيزهايي است كه در بزرگسالي مورد نيازشان باشد و بتوانند در زندگي اجتماعي از آموخته‌هاي دوران جواني خود استفاده نمايند. الحديث جلد 2  صفحه 15

مولا علي (عليه السلام) : مرد با ايماني را مخاطب ساخت و فرمود: علم و ادب ارزش وجود تو است. در تحصيل علم كوشش نما، چه به هر مقداري كه بر دانش و ادبت افزوده شود قدر و قيمتت افزايش مي‌يابد. الحديث جلد 2  صفحه 18

مولا علي (عليه السلام) : عادت بد ، دشمني است كه با قدرت بر صاحبش حكومت مي‌كند. الحديث جلد 2  صفحه 19

مولا علي (عليه السلام) : دشمن‌ترين دشمنان آدمي غضب و شهوت او است. آن كس كه بتواند اين دو غريزه سركش را مهار كند و آنها را به فرمان خود درآورد ، مقام عظيمي دارد و مي‌تواند به اوج انسانيت برسد. الحديث جلد 2  صفحه 19

مولا علي (عليه السلام) : هزار دوست و همنشين بسيار نيست ، ولي يك دشمن براي آدمي البته زياد است. الحديث جلد 2  صفحه 22

مولا علي (عليه السلام) : حسد جسم را فرتوت و فاني مي‌كند و كينه‌توزي آدمي را افسرده مي‌كند و سرانجام همه چيزش را بر باد مي‌دهد. الحديث جلد 2  صفحه 23

مردي به نام «جميل» ساليان دراز منشي دربار ساسانيان بود. او عصر علي (عليه السلام) را درك كرد و در ايام حكومت آن حضرت سخت فرسوده و پير شده بود. موقعي كه اميرالمومنين علي (عليه السلام) به نهروان آمد و از حال جميل پرسش فرمود: گفتند در قيد حيات است. دستور داد احضارش كنند. وقتي شرفياب شد، حضرت در اولين برخورد ديد كه هوش و حواس و ذهن پيرمرد سالم است و تنها چشم خود را از دست داده است. از او سؤال كرد: اي جميل؛ شايسته است انسان چگونه باشد؟ جواب داد: بايد دوستانش كم باشد و دشمنانش بسيار. فرمود: اي جميل؛ سخن تازه و بي‌سابقه‌اي مي‌گويي. همه مردم در اين نظريه متفقند كه داشتن دوست زياد بهتر است. عرض كرد: مطلب آن طور نيست كه گمان كرده‌اند و سپس توضيح داد كه: دوستان زياد وقتي به انجام حاجت (كار) آدمي دست مي‌زنند آن طور كه بايد و شايد به انجام وظيفه قيام نمي‌كنند و نتيجه معكوس عايد مي‌گردد. مثل آن كه زيادي كشتي‌بان باعث غرق كشتي مي‌شود. حضرت فرمود: اين كه مي‌گويي صحيح است، چه آن كه من آن را آزمايش كرده‌ام. پس از آن، حضرت فرمود: بسياري دشمن چه فايده دارد؟ جواب داد: وقتي دشمنان انسان زياد باشند، آدمي همواره مراقب كارهاي خويشتن است، مي‌كوشد تا سخني نگويد كه از وي خرده بگيرند، يا لغزشي از او بروز نكند تا مورد مؤاخذه واقع شود و بر اثر مراقبت‌ها و دقت‌هاي پي‌گير براي هميشه از خطا و لغزش مصون خواهد ماند. علي (عليه السلام) گفته پيرمرد را پسنديد و نيكو شمرد و مورد تأييدش قرار داد. الحديث جلد 2  صفحه 24

مولا علي (عليه السلام) : جسم آدمي شش حالت دارد : سلامت و مرض، مرگ و حيات، خواب و بيداري، جان آدمي نيز داراي اين شش حالت است: حيات جان علم است و مرگش جهل، مرض جان شك و ترديد است و سلامتش يقين، خواب جان غفلت و بي‌خبري است و بيداريش حفظ و مراقبت است. الحديث جلد 2  صفحه 30

مولا علي (عليه السلام) : چه نزديك است دنيا را، گذران و رفتن و چه نزديك است جواني را، پيري و درهم‌شكستن. الحديث جلد 2  صفحه 33

مولا علي (عليه السلام) : به حضرت حسين (عليه السلام) در ضمن وصاياي خود فرموده است : كسي كه نسبت به مردم تكبر نمايد ذليل و خوار خواهد شد. الحديث جلد 2  صفحه 57

مولا علي (عليه السلام) : گدايي طوق ذلتي است كه عزت را از عزيزان و شرافت خانوادگي را از شريفان سلب مي‌كند. الحديث جلد 2  صفحه 63

مولا علي (عليه السلام) : مرگ، بر زندگي آميخته به پستي و خواري ترجيح دارد. الحديث جلد 2  صفحه 66

مولا علي (عليه السلام) : مردم از ترس خواري به سوي ذلت و خواري مي‌شتابند و با اينكار، پستي و حقارت خويش را افزايش مي‌دهند. الحديث جلد 2  صفحه 71

مولا علي (عليه السلام) : ننگ رسوايي، شيريني لذت را تيره و تار مي‌سازد. الحديث جلد 2  صفحه 83

مولا علي (عليه السلام) : كسي كه اندرز و نصيحت را بپذيرد از رسوايي مصون خواهد ماند. الحديث جلد 2  صفحه 83

مولا علي (عليه السلام) : كسي كه رفيق احمق دارد همواره در رنج و ناراحتي است. الحديث جلد 2  صفحه 90

مولا علي (عليه السلام) : پيوند دوستي را با برادران ديني خود محكم سازيد كه آنان ذخائر دنيا و آخرت هستند. مگر نشنيده‌ايد كه خداوند در قرآن  شريف به تأثر گمراهان در قيامت اشاره مي‌كند كه مي‌گويند در اين روز سخت نه شفيعي داريم، نه دوستي كه در كارمان همت گمارد. الحديث جلد 2  صفحه 91

مولا علي (عليه السلام) : مانعي ندارد كه با فرد عاقل و خردمندي كه داراي طبع بلند و كرامت اخلاق نيست رفاقت نمايي، ولي مراقب باش كه در برخوردهاي دوستانه تنها از فكر روشنش استفاده كني و به دنائت و پستي اخلاقش متخلق نگردي. الحديث جلد 2  صفحه 92

مولا علي (عليه السلام) : داناترين مردم به مقتضيات زمان كسي است كه از تحولات آن دچار شگفتي نشود و خويشتن را نبازد. الحديث جلد 2  صفحه  106

مولا علي (عليه السلام) : مكتب روزگار به آدمي درس سودمند تجربه مي‌آموزد. الحديث جلد 2  صفحه 109

مولا علي (عليه السلام) : امتياز مرد به عقل او و جمال و زيباييش به مردانگي و فضايل اخلاقي اوست. الحديث جلد 2  صفحه 121

مولا علي (عليه السلام) : زيور دانش براي انسان ، جمالي است كه پوشانده نمي‌شود و نسبي است كه مورد جفا قرار نمي‌گيرد. الحديث جلد 2  صفحه 121
مولا علي (عليه السلام) : سخن حكما و دانشمندان اگر درست و مطابق با واقع باشد داروي شفابخش است و اگر خطا و غيرواقعي باشد بيماري است. الحديث جلد 2  صفحه 130

مولا علي (عليه السلام) : نصيحت گفتن به فردي در حضور مردم، كوبيدن شخصيت آن فرد است. الحديث جلد 2  صفحه 130

مولا علي (عليه السلام) : به فرزندش امام حسن (عليه السلام) فرمود: ناخوشي دروغگويي از تمام ناخوشيها قبيح‌تر و ناپسندتر است. الحديث جلد 2  صفحه 168

مولا علي (عليه السلام) : فال بد يك امر واقعي و حقيقي نيست. الحديث جلد 2  صفحه 176 حوادث ناگواري كه در بعضي از مواقع پيش مي‌آيد در نظام خلقت علل منظمي دارد و مربوط به فال بد نيست، رفتار زشت و اخلاق ناپسند مردم است كه باعث پديدارآمدن پاره‌اي از حوادث نامطلوب مي‌شود، ولي جهال (نادانان) آنها را به حساب شومي‌ها و فال‌هاي بد مي‌گذارند. الحديث جلد 2  صفحه 176

مولا علي (عليه السلام) : ضمن خطبه‌اي به چند مورد از علم الهي اشاره مي‌كند، خداوند به آواز و ناله حيوانات وحشي در بيابان‌ها و به گناهان پنهاني بندگان خود در خلوت‌ها آگاه است. خداوند به آمد و شد ماهي‌ها در درياهاي بزرگ و به تلاطم امواج آب‌ها كه بر اثر وزش بادهاي سخت پديد مي‌آيد عالم و خبير است. الحديث جلد2  صفحه 188

 مولا علي (عليه السلام): كسي كه نفس خويش را در عرصه لذاتش آزاد بگذارد و به صلاح و فسادش توجه ننمايد، بدبخت و دورافتاده از فيض الهي خواهد شد. الحديث جلد 2  صفحه 207

مولا علي (عليه السلام) : در كشاكش انگيزه‌هاي شهوت و غضب، عقل بشر تيره و تار مي‌شود و فروغ خود را از دست مي‌دهد. الحديث جلد 2  صفحه 208

مولا علي (عليه السلام): آن كس كه بنده شهوت است از برده زرخريد، خوارتر است. الحديث، جلد 2  صفحه 211

مولا علي (عليه السلام) : لذت‌هايي كه باعث ندامت و پشيماني مي‌شوند و شهوت‌هايي كه درد و رنج به بار مي‌آورند، فاقد خير و خوبي هستند. الحديث جلد 2  صفحه 212

مولا علي (عليه السلام) : كسي كه شهوات خويش را محدود نمايد، ارزش انساني و شخصيت معنوي خود را محافظت كرده است. الحديث جلد 2  صفحه 215

مولا علي (عليه السلام) : آن كس كه بر تمايل جنسي خود غلبه كند و عنان شهوت را در اختيار بگيرد، قدر و شرف خود را حفظ كرده است. الحديث جلد 2  صفحه 217

مولا علي (عليه السلام) : از تمايلات نارواي خود اعراض كنيد و شهوات نفساني را ترك گوييد كه شما را به وادي گناهكاران مي‌كشاند و به طور غافلگير در آغوش ناپاكي و سيئاتتان مي‌افكند. الحديث جلد 2  صفحه 217

محمد بن مسلم زهري از مردان فهميده و تحصيل‌كرده‌اي بود كه تمايل مال و مقام، از مسير پاكي و فضيلت منحرفش ساخت و در كبر (زيادي) سن دچار تيره روزي و بدبختي شد. حضرت علي‌بن الحسين (عليه السلام) به منظور راهنمايي و نصيحت، نامه‌اي به وي نوشته و در ضمن يك جمله كوتاه، نارسايي فكر جوانان و خطرات بيشتري را كه بر سر راه آنان وجود دارد خاطرنشان فرموده است. و اين است متن نامه: وقتي دنياپرستي مي‌تواند مانند تو كسي را تا اين حد درجه به انحطاط و پستي برساند با آنكه عمر بسياري كرده‌اي و از تحصيلات عميق علمي بهره‌مند شده‌اي و با مرگ فاصله زيادي نداري، پس يك نفر جوان در برابر تمايلات نفساني خود چگونه سالم مي‌ماند، جواني كه نوخاسته و از دانش بي‌بهره است، جواني كه رأيش ضعيف و عقلش نارسا و منحرف است. الحديث جلد 2  صفحه 36

 مولا علی (عليه السلام) : بپرهیز از رفاقت با کسی که اغفالت می کند  و فریبت میدهد که سرانجام ، مایه خواری و هلاکتت می شود .       الحدیث جلد 3 صفحه 234

 مولا علی (عليه السلام) : بردباری و تانی ( آرامش ) مانند دو کودک یک شکمند و زائیده همت عالی هستند ، یعنی در اثر همت بلند ، دو خوی پسندیده در آدمی آشکار می شود  : 1- بردباری 2- خود داری از شتاب زدگی .      الحدیث جلد 3 صفحه 232

 مولا علی (عليه السلام) : قبل از تصمیم گرفتن برای انجام کاری , مشورت کن و پیش از انجام کاری فکر کن ( به عاقبت آن ) .    الحدیث جلد 3 صفحه 224

 مولا علی (عليه السلام) : مرد با ایمان خود را در زحمت و رنج قرار میدهد و مردم در پرتو وی در آسایش و راحتی به سر می برند .    الحدیث جلد 3 صفحه 220

 مولا علی (عليه السلام) : کسی که تو را به مطالب باطل خشنود سازد و  به  بازی  و سخنان غیر واقعی گول بزند او حقایق  را از تو پنهان داشته و درباره ات خیانت کرده است. الحدیث جلد 3 صفحه 212

 مولا علی (عليه السلام) : کسی که مرگ را با چشم یقین نگاه می کند ، آنرا نزدیک می بیند و کسی که با چشم آرزو می نگرد آنرا دور می پندارد . الحدیث جلد 3 صفحه 202

  مولا علی (عليه السلام) : از گفتارهای غیر ضروری پرهیز کن زیرا آن سخنان عیوب باطنی تو را آشکار می کند و دشمنان آرام را بر ضد تو تهییج می نماید . الحدیث جلد 2 صفحه 234

  مولا علی (عليه السلام) : کمتر خوردن مانع بسیاری از بیماریهای جسم می شود . الحدیث جلد 2 صفحه 240

 مولا علی (عليه السلام) : کسی که در خوردن غذا پاکیزگی و( بهداشت ) را مراعات می کند ، غذا را به خوبی می جود ، با داشتن اشتها از غذا دست می کشد ، و تخلیه روده را موقعی که آماده می شود به تعویق نمی اندازد (دستشویی رفتن را تاخیر نمی اندازد ) ، شایسته است همیشه سالم باشد و جز به (مرض ) مرگ دچار بیماری دیگری نشود . الحدیث جلد 2 صفحه 240

  مولا علی (عليه السلام) : با مردان آزموده و صاحب تجربه همنشین باش ، چه اینان متاع پر ارج تجربه های خود را به گرانترین بها یعنی فدا کردن عمر خود تهیه کرده اند و تو آن متاع گرانقدر را با ارزانترین قیمت یعنی با صرف چند دقیقه وقت به دست می آوری . الحدیث جلد 2 صفحه 241

 مولا علی (عليه السلام) : پیروزی نیافته آنکس که با گناه و تجاوز پیروز شده است و کسی که با شر و بدکاری قدرت به دست می آورد و غلبه می کند در حقیقت مغلوب است . الحدیث جلد 2 صفحه 234

  مولا علی (عليه السلام) : بالاتر از هر عبادتی به کار انداختن نیروی تفکر و تعقل است . الحدیث جلد 2 صفحه 250

مولا علی (عليه السلام) : هرکس از وقایع گذشتگان عبرت بگیرد بینا می شود ، کسی که بصیرت و بینایی پیدا کرد می فهمد ، و آنکس که فهمید عالم می شود .الحدیث جلد 2 صفحه 264

  مولا علی (عليه السلام) : تحقیقا گشایش و آزادگی در عدل است و کسی که محیط عدل و داد در نظرش تنگ آید عرصه جور و ستم بر وی تنگتر خواهد بود . الحدیث جلد 2 صفحه 265

 مولا علی (عليه السلام) : در ضمن وصایای خود به حضرت حسن (عليه السلام) فرموده است : فرزند عزیز در شئون زندگی و امور عبادی میانه رو باش و از افراط بپرهیز. روشی را انتخاب کن که در حدود توان و طاقت تو باشد و بتوانی همیشه آنرا انجام دهی . الحدیث جلد 2 صفحه 266

  مولا علی (عليه السلام) : گدایی طوق ذلتی است که عزت را از عزیزان و شرافت خانوادگی را از شریفان سلب می کند . الحدیث جلد 2 صفحه 273

  مولا علی (عليه السلام) : آتش اندوه و غم ، بدن آدمی را می گدازد و مانند فلز مذابی آب می کند .  الحدیث جلد 2 صفحه 280

  مولا علی (عليه السلام) : کسی که از خود راضی است خشم کنندگان به او زیاد خواهند بود .  الحدیث جلد 2 صفحه 284

  مولا علی (عليه السلام) : خاموش کردن آتش خشم برای کسی میسر است که از روی حقیقت دشمنهای درونی را در دل بمیراند و ضمیر خود را از کینه و بد خواهی دیگران پاک کند .  الحدیث جلد 2 صفحه 289

  مولا علی (عليه السلام) : افکار عاقلانه ات تو را به راه صواب و هدایت واقعی راهنمایی می کند . الحدیث جلد 2 ص 305

  مولا علی (عليه السلام) : عقل شمشیر برانی است از آن استفاده کنید و با هوای نفس خود بجنگید . الحدیث جلد 2 صفحه 307

  مولا علی (عليه السلام) : به کار بستن عقل ، مایه هدایت ، و نجات انسانهاست ، و سرکوب کردن عقل ، باعث گمراهی و سقوط آدمیان است . الحدیث جلد 2 صفحه 307

  مولا علی (عليه السلام) : عقل را بر هوای نفس برتری و فضیلت ده ، چه آنکه عقل ، تو را مالک و فرمانروای زمان می سازد و هوای نفس تو را بنده و برده روزگار می کند .الحدیث جلد 2 صفحه 309

  مولا علی (عليه السلام) : تجارب آدمی پایان ندارد و معلومات انسان عاقل به وسیله تجربه همواره در افزایش و فزونی است . الحدیث جلد 2 صفحه 312

 مولا علی (عليه السلام) : سزاوار نیست انسان عاقل در خوف و نگرانی به سر برد اگر راهی به ایمنی و آرامش داشته باشد . الحدیث جلد 2 صفحه 314

 مولا علی (عليه السلام) : وقتی افراد عاقل ، پیر می شوند نیروی عقل در نهادشان جوان می گردد و موقعی که اشخاص جاهل به پیری می رسند جهل و نادانی در وجودشان جوان می گردد .  الحدیث جلد 2 صفحه 317

  مولا علی (عليه السلام) : بدبخت و زیانکار کسی است که از سرمایه های عقل و تجربه سودی نبرد و از ذخایری که به وی عطا شده است بهره ای بر نگیرد . الحدیث جلد 2 صفحه 318

مولا علی (عليه السلام) : شایسته انسان است که در پنهان ، خدا ترس باشد ، ( در خلوت گناه نکند و از خدا شرم کند ) خویشتن را از عیوب و نقائص محافظت نماید ، و در ایام پیری بر اعمال خیر و خوب خود بیفزاید . الحدیث جلد2 صفحه 329

 مولا علی (عليه السلام) : عیادت مریض یکی از بهترین (کارهای خیر) و حسنات است .الحدیث جلد 2 صفحه 338

 مولا علی (عليه السلام) : کسانی که مست غفلت و غرور هستند ، خیلی دیرتر از مست شدگان از شراب ، به هوش می آیند . خود پسندی افراد مغرور و خویشتن پرست ، دلیل بر نقص معنوی و غرور اخلاقی آنها است . کسانی که به این بیماری مبتلا هستند و از مردم توقع احترام بیش از حد شایستگی دارند ، بدون تردید با محرومیت و شکست روبرو خواهند شد و بر اثر آن دچار عقده حقارت می شوند. الحدیث جلد 2 صفحه 343

 مولا علی (عليه السلام) : آنکس که به حساب نفس خود رسیدگی کند سود می برد و آنکه در این کار غفلت نماید زیان می کند . الحدیث جلد 2 صفحه 344

 مولا علی (عليه السلام) : کسی که تجربه بسیار دارد کمتر دچار غفلت می شود . الحدیث جلد 2 صفحه 345

 مولا علی (عليه السلام) : فرزندان بد ، آبرو و شرف خانواده را از بین می برند و مایه ننگ و رسوایی پیشینیان خود می شوند . الحدیث جلد 2 صفحه 349

 مولا علی (عليه السلام) : بهترین ارثی که پدران می توانند به فرزندان خویش بدهند ادب و تربیت صحیح است . الحدیث جلد 2 صفحه 350

 مولا علی (عليه السلام) : مواقع تفریح و شادمانی فرصت است ، (افراد عاقل فرصتها را مغتنم می شمارند و از آنها به نفع خوشبختی و سعادت خویش استفاده می کنند) . الحدیث جلد 2 صفحه 367

 مولا علی (عليه السلام) : در ایام سلامت بدن ، سرمایه ای مهیا نکردند و در اولین فرصتهای زندگی و نیرومندی درس عبرتی نگرفتند و درخشنده ترین ایام عمر را به رایگان از کف دادند ، آیا کسی که در جوانی اهل تن پروری بوده می تواند در پیری جز شکستگی و ذلت انتظار داشته باشد ؟ الحدیث جلد 2 صفحه 371

 مولا علی (عليه السلام) : کارهای بزرگ را به مردم پست و فرومایه سپردن باعث زوال دولتها است .  الحدیث جلد 2 صفحه 374

 مولا علی (عليه السلام) ضمن نامه خود به امام حسن مجتبی (عليه السلام) فرموده است : دل جوان نو خاسته ، مانند زمین خالی از گیاه و درخت است هر بذری که در آن کاشته شود می پذیرد و در خود می پروراند . سپس فرمود : فرزند عزیز ، من در آغاز جوانیت به ادب و تربیت تو مبادرت نمودم پیش از آنکه عمرت به درازا کشد و دلت سخت گردد. الحدیث جلد 2 صفحه 398

 مولا علی (عليه السلام) : کسی که به اصلاح نفس خویش نپردازد و هر چه زودتر خود را درمان ننماید بیماریش تشدید می شود و علاجش سخت می گردد و فاقد طبیب معالج خواهد شد .  الحدیث جلد 2 صفحه 400

 مولا علی (عليه السلام) : به بازار بصره آمد و مردم رادید آنچنان سرگرم خرید و فروشند که گویی خود را از یاد برده و از هدف انسانی به کلی غافل شده اند . با مشاهده این منظره طوری متاثر گردید که به شدت گریست . و سپس فرمود : ای بندگان دنیا و ای کار گذاران اهل دنیا : شما که روزها سر گرم معامله و سوگند خوردنید و شبها با بی خبری در بستر خواب آرمیده اید و بین شب و روز، از آخرت و حساب و کتاب آن غافلید پس چه وقت ، خود را برای سفری که در پیش دارید مجهز می کنید و برای آن توشه بر می دارید و در چه زمان به روز قیامت می اندیشید و به فکر معاد می افتید .  الحدیث جلد 2 صفحه 412

امام علی (عليه السلام) : کـوشـش شـمـا در دنـيـا ايـن بـاشد که از اين چند روزه کوتاه براي روزهاي بلند آخرت توشه برگيريد.  نهج السعاده جلد 3 صفحه 150

امام علی (عليه السلام) : هر کس دوري سفر (قيامت) را ياد کند آماده راه گردد.  نهج البلاغه حکمت 272

امام علی (عليه السلام) : بـدانيد که شما در روزهايي به سر مي بريد که فرصت جمع آوري توشه است و از پس آن، مرگ است.  نهج البلاغه خطبه 28

امام علی (عليه السلام) : اي مردم، بيشتر از همه، از دو چيز بر شما مي ترسم، پيروي از هوس، و آرزوي دراز.  نهج البلاغه خطبه 42

 امام علی (عليه السلام) : هـر گـاه ديـدي خـداوند با وجود گناهان، پيوسته به تو نعمت مي دهد، به هوش باش که آنها براي تو نوعي غافلگيري و مرگ ناگهاني است.  شرح غررالحکم جلد 3 صفحه 132

امام علی (عليه السلام) : اعتماد کردن به هر کس پيش از آزمودن و ارزيابي [وي]، نشان ناتواني است.  نهج البلاغه حکمت 376

امام علی (عليه السلام) : هـر قـدر امـتحان و آزمايش بزرگ تر و مشکل تر باشد، ثواب و پاداش، گرانقدرتر و بيشتر خواهد بود.  نهج البلاغه خطبه 234

امام علی (عليه السلام) : اما خداوند بندگانش را به انواع شدايد مي آزمايد و با انواع مشکلات دعوت به عبادت مي کند و به اقسام گرفتاريها مبتلا مي نمايد تا تکبر را از قلبهايشان خارج سازد و خضوع و آرامش را در آنها جايگزين نمايد. نهج البلاغه خطبه 234

امام علی (عليه السلام) : پيروزي با دورانديشي و آينده نگري به دست مي آيد.  نهج البلاغه حکمت 45

امام علی (عليه السلام) :عاقل ترين مردم کسي است که بيشتر در عاقبت کارهايش بينديشد.  شرح غررالحکم جلد 2 صفحه 484

امام علی (عليه السلام) : آن که در عاقبت کارها دقيق شود از گرفتاري ها مصون مي ماند.  شرح غررالحکم جلد 5 صفحه 346

امام علی (عليه السلام) : زودگـذر بـودن لذّتـهـا [ي نـامـشـروع] و مـانـدگار بودن بازتاب آن را همواره به ياد داشته باشيد.  نهج البلاغه حکمت 433

امام علی (عليه السلام) : هر کس در عاقبت کار بينديشد سالم مي ماند.  شرح غررالحکم جلد 5 صفحه 188

امام علی (عليه السلام) : از پـيـمـودن راهـي که بيم گمراهي در آن مي رود خودداري کن. به يقين، خودداري [ از تصميم و عمل ] هنگام حيرت گمراهي ، بهتر از اقدام ترس آميز است.  نهج البلاغه نامه 31

 امام علی (عليه السلام) : [به ديگران] نيکي کن ، چنان که دوست مي داري به تو نيکي شود.   نهج البلاغه نامه 31

امام علی (عليه السلام) : منت گذاري، [وزن] احسان و نيکي را سبک مي کند.  شرح غررالحکم جلد 1 صفحه 178

امام علی (عليه السلام) : نيکوکار کسي است که کردار او گفتارش را تصديق کند.  شرح غررالحکم جلد 1 صفحه 297

 امام علی (عليه السلام) : نيکوکار باشيد و نيکوکاري را کوچک مشمريد ، چرا که خُردِ آن بزرگ و اندکش بسيار است.  نهج البلاغه حکمت 414

امام علی (عليه السلام) : کار خير هرگز فاني نمي شود.  شرح غررالحکم جلد 1 صفحه 229

 امام علی (عليه السلام) در نصایح خود به امام حسین (عليه السلام) فرمود : پسر جانم تو را سفارش ميكنم به تقوى از خدا در توانگرى و بينوائى و گفتار حق ، در حال خشنودى و خشم و ميانه روى در حال توانگرى و بينوائى و به عدالت نسبت به دوست و دشمن و به كردار ( خوب ) در حال نشاط و كسالت و به رضاى از خدا در سختى و خوشى.
پسر جانم هر بدحالى كه دنبالش بهشت باشد بد حالى نيست و هيچ خوشى كه دنبالش دوزخ باشد خوشى نيست ، هر نعمتى در برابر بهشت كوچك است و هر بلا در برابر دوزخ عافيت است. و بدان پسر جانم كه هر كه عيب خود ديد از عيب ديگران دل بريد و هر كه جامه ی تقوى نپوشيد جامه ‏اى او را
نپوشد و هر كه به قسمت خدا خشنود است غم نخورد بر آنچه از دستش رفته ، و هر كه شمشير ستم كشد ، بدان كشته شود و هركس چاهى براى برادرش كند ، در آن افتد ، و هر كه پرده ديگرى بدرد ، عيبهاى خانه ‏اش عيان گردد ، و هر كه خطاى خود را فراموش كند ، خطاى ديگرى را بزرگ شمارد ، و هر كه در همه كار به سختى اندر شود نابود گردد، و هر كه در گردابها پرت شود غرقه گردد ، و هر كه برأى خود  خودبينى كند گمراه گردد و هر كه به عقل خود بی ‏نيازى كند بلغزد ، و هر كه بمردم گردن فرازى كند زبون شود ، و هر كه با دانشمندان بياميزد ( رفت و آمد کند ) با وقار گردد و هر كه با اوباش بياميزد ( رفت و آمد کند ) زبون ( خوار ) شود ، و هر كه با مردم نابخردى كند دشنام شنود ، و هر كه به جاهاى بد رود متهم گردد ، و هر كه شوخى كند سبك شود ، و هر كه بسيار چيزى را برگيرد بدان شناخته شود و هر كه پر گويد ( زیاد حرف بزند ) پر خطا كند ، و هر كه پر خطا كند كم ‏شرم شود و هر كه كم ‏شرم باشد كم ورع است و هر كه كم ورع باشد دلش بميرد و هر كه دل مرده شد به دوزخ رود.  پسر جانم هر كه بعيب مردم نگرد و آن را براى خود پسندد خود همان احمق است، و هر كه انديشد عبرت گيرد و هر كه عبرت گيرد به گوشه ‏اى نشيند و هر كه گوشه نشيند سالم بماند ، و هر كه ترك شهوت كند آزاد باشد ، و هر كه حسد را وانهد محبوب مردم باشد.
پسر جانم عزت مؤمن بی ‏نيازى او است از مردم ، قناعت مالى است كه تمام نشود ، هر كه زیاد  ياد مرگ كند به اندكى از دنيا خشنود گردد ، و هر كه بداند سخنش از كردار او است ، كم سخن گويد مگر در آنچه سودش بخشد.
پسر جانم شگفتا از كسى كه از كيفر بترسد و دست باز ندارد و اميد ثواب دارد و توبه نكند و كار نكند.

پسر جانم انديشه روشنى آورد و غفلت تاريكى و جدال گمراهى آورد  (شايد تصحيف «الجهالة ضلالة» باشد «مصحح»)، سعيد آن كس است كه از ديگرى پند گيرد، ادب بهترين ميراث است، و حسن خلق بهترین همنشين است، با قطع رحم فائده و افزونى ميسر نيست و با هرزگى توانگرى ميسر نيست. پسر جانم عافيت ده جزء است و نه جزء آنها در خاموشى است جز به ذكر خدا ( به یاد خدا بودن و گناه نکردن ) ، و يكى هم در ترك همنشينى نابخردانست.
پسر جانم هر كه به نافرمانيهاى خدا در انجمنها جست گيرد خدايش زبون سازد و هر كه دانش جويد دانا شود.
پسر جانم سر دانش نرمش است و آفتش كج خلقى، و صبر بر مصيبتها از گنجينه‏ هاى ايمان است و پارسائى زيور فقر است و شكر زيور توانگرى، بسيار ديدن كردن ملالت آرد ، و آرامش و اعتماد پيش از آزمايش بی ‏احتياطى است، و خودبينى مرد دليل سستى عقل او است.
پسر جانم چه بسيار نگاهى كه افسوس آورد و چه بسيار سخنى كه نعمت را ببرد.
پسر جانم شرافتى برتر از اسلام نيست و كرمى عزيزتر از تقوى و دژى محكمتر از ورع و نه شفيعى مؤثرتر از توبه و نه جامه ‏اى زيباتر از عافيت و نه مالى نيازبرتر از رضاى بقوت، هر كه به همان گذران روزانه خشنود است زود به آسايش رسيده و به آرامش اندر شده.
پسر جانم آز كليد رنج است و مركب سختى و باعث پرت شدن در گناهان، و شكم ‏پرستى يا شيفتگى به دنيا هر عيب بدى را در بر دارد ، براى ادب يافتن خود تو همان بس آنچه را كه از ديگرى بد دارى، برادرت همان حق برتو دارد كه تو بر او دارى  ، هركه بی‏ عاقبت‏ انديشى خود را وارد كارها كند در معرض گرفتاريها است، تدبير پيش از عمل تو را از پشيمانى آسوده كند، هر كه دليل آراء را در نظر آورد مواقع خطاء را بفهمد، صبر سپريست از نيازمندى، بخل روپوش زبونيست، حرص نشانه نياز است، خويش مهربان ندار بهتر است از ثروتمند جفاكار، هر چيزى را قوتى است و آدميزاده قوت مرگ است. پسر جانم هيچ گنه كارى را نا اميد مكن چه بسيار دلداده گناه كه عاقبت به خير شده و چه بسيار خوش كردارى كه در پايان عمر تباه شده و به دوزخ رفته نعوذ باللَّه.
پسر جانم بسيار نافرمانى كه نجات يافته و بسيار با كردارى كه سقوط كرده، هر كه دنبال راستى باشد سبك بار است، مخالفت با نفس رشد او است ، هر ساعتى كه بگذرد عمر را كم كند، واى بر حال ستمكاران از احكم الحاكمين و داناى درون نهان‏ كننده ‏ها.
پسر جانم چه بد نوشته ‏ايست براى معاد تجاوز بر عباد، در هر نوشيدنى گلوگيرى امكان دارد و در هر لقمه به گلو ماندن، هرگز به نعمتى نرسى جز با جدائى از نعمت ديگر، چه اندازه آسايش به رنج نزديك است و تنگدستى به نعمت و مرگ به زندگى و بيمارى به تندرستى، خوشا بر كسى كه خاص خدا كند كردار و دانش و دوستى و دشمنى و گرفتن و نگرفتن و نهادن و گفتن و خموشى و كردار و گفتار خود را و به ‏به از دانائى كه عمل كند و بكوشد و از شبيخون مرگ بهراسد و آماده باشد و مهيا گردد، اگرش پرسند اندرز دهد و اگرش وانهند خموش باشد، سخنش درست باشد و خموشيش از درماندگى در پاسخ نباشد، واى بر آنكه گرفتار حرمان و خذلان و نافرمانيست و از خود نيكو شمارد آنچه را از ديگرى بد دارد و به مردم عيب گيرد آنچه را خود بعمل آرد.
بدان اى پسر جانم كه هر كه شيرين‏ سخن شد دوست داشتنى است خدا تو را براى هدايتش موفق دارد و از اهل طاعتش مقرر سازد بقدرت خود زيرا كه او جواد و كريم است.    تحف العقول  صفحه 83

سخن حضرت علی (عليه السلام) با كميل بن زياد :  راستى كه اين دلها ظرفهايند و بهترشان آنكه نگهدارنده ‏تر باشد هر چه بتو ميگويم خوب حفظ كن.
مردم سه دسته ‏اند : دانشمند ربانى، و دانشجوى راه نجات، و اوباش پيروان هر بانك كه به هر بادى بروند در پرتو نور دانش نيستند تا راه بجائى برند و تكيه به ركن محكمى ندارند تا نجات يابند.اى كميل علم از مال بهتر است، علم پاسبان تو است و تو پاسبان مالى، مال را خرج كنى نابود می ‏شود و علم را هر چه خرج كنى فزون ميگردد، علم حاكم است و مال مورد حكم است. اى كميل بن زياد محبت عالم كيش مردم است كه بدان در زندگى طاعت بدست آيد و پس از مرگش ياد بخير، سود مال بزوالش از ميان ميرود، مال اندوزان در زندگى هم مرده ‏اند و دانشمندان تا روزگار بپايد پاينده، اعيانشان ناپديد است و نمونه‏ هاشان در دلها موجود است، ها، راستى كه در اينجا دانش انبوهى است- اشاره بسينه خود كرد- كه دريافت‏ كننده‏ اى براى آن بدست نياورم، آرى فراگيرنده ‏اى غير امين باشد كه ابزار دين را در طلب دنيا بكار برد، حجتهاى خدا را بر ضرر دوستان خدا كمك خود گيرد، و از نعمت خدا كمك گيرد بر نافرمانى او، يا كسى كه دلداده امام بر حق است ولى هوش سرشارى ندارد و باول شبهه ‏هاى كه به او رخ دهد در شك و ترديد افتد، بار خدايا نه اين و نه آن، يا شاگردى كه تشنه لذت و اسير شهوتست يا كسى كه آزمند و فريفته جمع مال و پس‏انداز است اين هر دو دين نگهدار نيستند و بينائى و يقين ندارند و مانندتر بدانها همان چهار پايان بيابان‏ چرند همچنين دانش با مرگ دانشمندش بميرد.
بار خدايا، آرى زمين از وجود امامى كه حجت خدا است تهى نماند كه يا ظاهر و آشكار باشد و يا ترسان و ناپيدا تا حجت‏ها و بينات خدا و راويان قرآنش از ميان نروند و كجايند آنان؟ آنها شماره كمترى دارند و مقام بزرگترى، بوسيله آنها خداوند حجتهاى خود را نگهدارد تا به همگنان آنها سپارد و در دل همانندانشان بكارد، علم آنها را تا سر حد حقائق ايمان پرتاب كرده و با روح يقين در آميخته ‏اند آنچه را نعمت‏خواره ‏گان دشوار شمارند بر خود آسان و هموار گيرند و به آنچه نادانان در هراسند مأنوس و آرامند در دنيا باشند با پيكره‏ هائى كه جانهاشان بعالم اعلا آويزانند.
اى كميل آنان امينهاى خدايند در ميان خلقش و جانشينان اويند در زمينش، و چراغهاى اويند در بلادش، و داعيان بدين اويند، چه مشتاق ديدارشان هستم. از خدا براى خودم و تو آمرزش خواهم.  تحف العقول صفحه 163

نامه ای که مولا علی (عليه السلام) به محمد بن ابی بکر و اهالی مصر نوشت :  از طرف بنده خدا على امير المؤمنين به محمد بن ابى بكر و اهل مصر، سلام عليكم.
اما بعد نامه‏ ات بمن رسيد و آنچه خواستار شدى فهميدم و خوشم آمد كه بدان چه از آن چاره ندارى و مسلمانان را جز آن اصلاح نكند متوجه شدى و پندارم كه آنچه تو را بر اين واداشت خوش قلبى و رأى پاك است.
اما بعد بر تو باد ملازمت تقوى از خدا در ايستادن و نشستن و نهان و آشكارت و چون ميان مردم قضاوت كنى فروتن باش و خوشرفتار و با چهره باز و همه را به يك چشم نگاه كن تا بزرگان طمع بطرفدارى تو از آنان نورزند و ناتوانان از عدالت تو نوميد نشوند بايد از مدعى بينه خواهى و از منكر قسم و هر كه با برادر خود صلح كند صلح او را امضاء كن مگر اينكه قرار صلح موجب حرام شدن حلال يا حلال شدن حرام باشد، فقهاء و راستگويان و اهل وفاء و حياء و ورع را بر اهل فجور و دروغ و خيانت برگزين و بايد صالحان نيكوكار برادرانت باشند و نابكاران حيله‏ گر دشمنانت، زيرا محبوبترين برادرانم نزد من كسانيند كه بيشتر ياد خدا باشند و سخت تر از او بترسند و من اميدوارم تو از آنها باشى ان شاء اللّه.
من بشما سفارش ميكنم بتقواى خدا در آنچه شما از آن مسئوليد و از آنچه بسوى آن گرائيد زيرا خدا در قرآن خود فرموده است (43- المدثر) هر نفسى گرو كار خويش است و فرموده (28- آل عمران) خدا شما را از خود بر حذر ميدارد و سرانجام بسوى خدا است و فرموده (92- الحجر) سوگند بپروردگارت هر آينه از آنها همه بازرسى كنم از هر آنچه كردند، بر شما باد بتقوى از خدا كه آن فراهم آورد از خوبى آنچه را جز آن فراهم نسازد و خيرى از آن بدست آيد كه از جز آن بدست نيايد هم خير دنيا و هم خير آخرت خدا فرموده است (30- النحل) و گفته شد بدانها كه تقوى دارند چه فرو فرستاده پروردگارتان؟
گفتند خير براى كسانى كه در اين دنيا كار خوب كردند و هر آينه خانه آخرت بهتر است و چه خوبست خانه پرهيزكاران.  بدانيد اى بندگان خدا كه پرهيزكاران خير دنيا و آخرت را بردند، با دنياداران در دنياشان شريكند و دنياداران در آخرت آنان شريك نيند خدا عز و جل فرموده است (32- الاعراف) بگو: چه كسى حرام كرده زيور خدا را كه براى بنده ‏هايش برآورد و روزى خوب را الآية (بگو آن براى مؤمنانست در دنيا و خاص آنها است روز قيامت چنين شرح دهيم آيا ترا براى مردمى كه گرويدند). در دنيا بهترين وضع و در بهترين منزل نشيمن كردند و بهترين خوراك را خوردند.
بدانيد اى بنده‏ هاى خدا كه چون تقوى داشتيد و حق پيغمبر خود را در باره خاندانش حفظ كرديد او را به بهترين وجهى عبادت كرديد و او را به وجه احسن ياد كرديد و به برترين وجه شكر نموديد و شما به بهترين وجه صبر و شكر عمل كرديد و بالاترين كوشش را نموديد و اگر چه مخالفان شما نماز طولانی ‏تر بخوانند و روزه بيشترى بگيرند و صدقه بيشترى بدهند زيرا شما به خدا وفادارتريد و براى اولياء خدا بخصوص ولى امر از خاندان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) خيرخواه ‏تريد.
اى بنده‏ هاى خدا از مرگ و نزديكى و گرفتاريش و سكراتش بر حذر باشيد و براى آن آماده شويد زيرا كه مرگ وضع مهمى پيش آورد، خيرى كه با آن شرى نيست و يا شريكه با آن هرگز خيرى نيست چه كس ببهشت نزديكتر است از كارگر بهشتى و بدوزخ نزديكتر است از اهل آن، بسيار ياد مرگ كنيد هنگامى كه نفس با شما بستيزد، زيرا من شنيدم رسول خدا ميفرمود: ويران كن لذتها را بسيار ياد كنيد و بدانيد كه دنباله مرگ براى كسى كه خدايش نيامرزد و ترحم نكند از مرگ سخت‏تر است.  اى محمد بدان كه من تو را سرپرست مهمترين قشون خودم در نظر خود كه اهل مصرند نمودم و تو سزاوارى كه بر خود بترسى و براى دينت در حذر باشى اگر براى يك ساعت روز هم باشد كه توانى پروردگارت را بخاطر رضاى يكى از خلقش از خود خشمناك نسازى همان كن زيرا خدا بجاى ديگرانست و كسى و چيزى بجاى خدا نتواند بود، بر ستمكار سخت‏گير و دست او را ببند و خيرمندان را مورد لطف كن و بخود نزديك ساز و محرمان و برادران خود مقرر دار.
سپس ببين نمازت چونست زيرا تو پيشنمازى و پيشنمازى نباشد كه براى مردمى نماز بخواند و در نمازشان تقصيرى باشد جز اينكه گناه همه آنها بر او است و از ثواب آنها كم نشود و وضوء را متوجه باش كه تماميت نماز است و نماز ندارد كسى كه وضوء ندارد و بدان كه هر كارت دنبال نمازت هست و بدان كه هر كه نماز را ضايع كند شرايع ديگر اسلام را ضايع‏تر كند.
اى اهل مصر اگر توانيد گفتار و كردار و نهان و عيانتان يكى باشد و زبانتان با كارتان جدا نباشد همان كنيد، رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: من بر امتم چه مؤمن باشند و چه مشرك نگران نيم چه مؤمن را خدا بايمانش حفظ كند و مشرك را بهمان شركش از بن بركند و رسوا كند، ولى بر شما نگرانم از هر منافق شيرين زبان كه ميگويد آنچه را شما قبول داريد و ميكند آنچه را زشت ميشماريد و نهانى در آن نيست و رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود هر كه را كردارهاى خوبش خوشايند باشد و كردارهاى بدش ناپسند او بحق مؤمن است و هميشه ميفرمود دو خصلت در منافق جمع نشوند روش خوب و فهم سنت اسلامى.  اى محمد بن ابى بكر بدان كه بهترين بينائى ورع در دين خدا است و عمل بطاعت خدا، خدا ما را و شما را بشكر و ذكر خود يارى كند و به اداء حق او عمل بطاعتش، زيرا كه او شنوا و نزديك است.
بدان كه دنيا خانه بلاء و فناء است و آخرت خانه بقاء و سزا و اگر بتوانى كه بيارائى آنچه را باقى است بوسيله فانى همان كن، خداوند بما روزى كند بصيرت از هر چه بينيم و فهم هر چه درك كنيم تا تقصير در آنچه بما فرمودند نكنيم و بدان چه قدغن شديم دست نيندازيم زيرا كه ناچارى بهره ‏اى از دنيا بدست آرى و باز هم به بهره آخرتت نيازمندترى اگر دو چيزت پيشامد يكى براى آخرت و ديگرى براى دنيا بكار آخرت آغاز كن و اگر توانى به كار خير راغبتر و خوش نيت باشى همان كن زيرا خداوند به هر بنده به اندازه نيتش عطا كند هر گاه دوست‏دار خير و خيرمندان باشد و اگر هم كار خير نكند ان شاء اللَّه چو كسى باشد كه آن را بكند.
سپس من تو را سفارش كنم بتقوى از خدا سپس به هفت خصلت كه جوامع اسلامند از خدا بترس و از مردم در باره خدا مترس زيرا بهترين گفته آنست كه عمل مصدقش باشد، در يك موضوع دو حكم صادر مكن تا كارت پريشان گردد و از حق بلغزى و براى همه رعيت خود بخواه آنچه براى خود و خاندانت ميخواهى و براى آنها مخواه آنچه براى خود و خاندانت نخواهى، و به حجت در نزد خدا بچسب و رعيتت را اصلاح كن، و در گردابها بسوى حق فرو شو، و در باره خدا از سرزنش هيچ كس مهراس و خود را استوار دار و اگر مرد مسلمانى با تو مشورت كرد او را نصيحت كن و براى خويش و بيگانه از مسلمانان نمونه باش امر بمعروف كن و نهى از منكر نما و بدان چه تو را رسد صبر كن كه اين از كارهاى محكم است، و السلام عليك و رحمة اللَّه و بركاته. تحف العقول صفحه 172

خطبه  حضرت ( علی (عليه السلام) )  هنگامى كه مردمى تقسيم ، برابر بيت المال را بر او خرده گرفتند :  اما بعد اى مردم راستى كه ما سپاسگزاريم پروردگار خودمان را و معبود خود را و ولى نعمت خود را از درون و برون بی ‏توان و نيروى از خود جز به منت و تفضلى كه خدا بما كرده تا ما را بيازمايد كه سپاس‏گزاريم يا ناسپاسيم پس هر كه سپاسگزارى كرد فزودش و هر كه ناسپاسى كرد عذابش نمود و گواهم كه نيست شايسته پرستش جز خدا، تنها است، شريك ندارد يگانه است و بی ‏نياز و گواهم كه محمد (صلي الله عليه و آله) بنده و فرستاده او است او را رحمت بر عباد و بلاد و بهائم و انعام فرستاده است. نعمتى است كه بخشيده و منت و تفضلى است كه بر ما نهاده و صلى اللَّه عليه و آله و سلم.
آيا مردم بهتر مردم در مقام پيش خدا و با ارزش‏ترين آنان نزد خدا فرمانبرترين آنها است براى فرمان خدا و كاركن ‏ترينشان به طاعت خدا و پيروترينشان براى روش رسول خدا (صلي الله عليه و آله) و آنان كه قرآن خدا را زنده ‏تر دارند، براى هيچ كدام خلق خدا نزد ما فضلى نيست جز به طاعت خدا و طاعت رسول خدا و پيروى از قرآن خدا و سنت رسولش (صلي الله عليه و آله) اين كتاب خدا است در ميان ما همه و فرمان پيغمبر خدا و روش او است در ميان ما و جز جاهل و مخالف و معاند آن را ناديده نگيرد كه از خداى عز و جل است و ميفرمايد (14- الحجرات).
أيا مردم ما شما را از نر و ماده آفريديم و شما را تيره تيره و قبيله قبيله قرار داديم تا همديگر را بشناسيد راستى گراميترين شماها نزد خدا باتقوى‏ترين شماها است- هر كه تقوى دارد شريف محترم است و دوست‏ داشتنى و همچنين است اهل طاعت خدا و طاعت رسول خدا (صلي الله عليه و آله) خدا در كتاب خود ميفرمايد : (31- آل عمران) اگر شما هستيد كه خدا را دوست داريد مرا پيروى كنيد تا خدا شما را دوست دارد و گناهان شما را بيامرزد و خدا آمرزنده و مهربانست و فرموده (32- آل عمران قريب بدين مضمونست) خدا را اطاعت كنيد و رسول خدا را اطاعت كنيد و اگر رو گردانيد راستى كه خدا كافران را دوست ندارد. (1) سپس به آواز بلند فرياد زد اى گروه مهاجرين و انصار، اى گروه مسلمانان آيا بر خدا و رسولش منت داريد كه مسلمانيد، خدا و رسولش بر شماها منت دارند اگر راست بگوئيد.
سپس فرمود: هلا راستش اينست كه هر كه رو بقبله ما دارد و ذبيحه ما را ميخورد و معتقد است كه نيست شايسته پرستشى جز خدا و به اينكه محمد بنده و فرستاده او است ما احكام قرآن و بهره‏ هاى اسلام در حق او اجراء ميكنيم، كسى را بر ديگرى برترى نيست جز بتقوى از خدا و طاعت او، خدا ما را و شما را از پرهيزكاران سازد و از دوستان و اولياء خودش كه ترسى بر آنها نيست و نه غمنده ميشوند.
سپس فرمود: هلا راستى اين دنيا كه شماها آرزوى آن را داريد و بدان شيفته ‏ايد و آن هم به شما پند ميدهد و شما را پرت ميكند خانه شما نيست و منزلى كه براى آن آفريده شديد و بدان دعوت شديد نيست، هلا اين دنيا براى شما نماند و شماها براى آن نمانيد، مبادا نقد بودن آن شما را بفريبد محققا از آن بر حذر شديد و براى شما معرفى شده و آن را آزموديد و خود شما هم سرانجام آن را نمی ‏پسنديد، خدايتان رحمت كند، سبقت جوئيد بدان منازل خود كه فرمان داريد آبادشان كنيد و همانها آبادانى هستند كه هرگز ويران نشوند و بمانند و نابود نگردند خدا شما را بدانها تشويق كرده و دعوت كرده و ثواب شما را در آنها مقرر داشته.اى گروه‏ هاى مهاجر و انصار و أهل دين خدا تأمل كنيد در آنچه قرآن خدا براى شما شرح داده و مقامى كه نزد رسول خدا (صلي الله عليه و آله) داشتيد و بر سر آن مبارزه و جهاد كرديد، در چه بر يك ديگر برترى يافتيد آيا بخاندان و نژاد؟ يا بعمل و طاعت؟ نعمت خدا را بر خود بكمال رسانيد، خدايتان رحمت كند، بوسيله صبر و محافظت بر كسانى كه خدا براى حفظ قرآن خود براى شما گماشته است، هلا پائين آمدن سطح دنياى شما بر شما زيانى ندارد پس از اينكه سفارش خدا و تقوى را نگهداريد و هر آنچه از دنياى خود حفظ كنيد به شما سودى ندهد پس از اينكه آنچه از تقوى را كه دستور داريد ضايع گذاريد، اى بنده‏ هاى خدا بر شما باد كه تسليم فرمان خدا باشيد و قرين رضا بقضاى او و صبر بر بلاى او أما اين دارائى بيت المال براى همه است و كسى را بر كسى در آن تخصصى نيست خداى عز و جل قسمت آن را مقرر داشته آن مال خدا است و شماها همه بنده‏ هاى مسلمان خدائيد اين هم قرآن خدا كه بدان اعتراف داريم و بر آن گواهيم و بدان تسليم شديم و اين عهد پيغمبر ما است كه در برابر ما است (خدايتان رحمت كند)، همه آن را بپذيريد و هر كه آن را نپسندد هر طور خواهد روى برگرداند زيرا آنكه بطاعت خدا عمل كند و بحكم خدا حكومت كند هراسى ندارد آنانند كه بر آنها نگرانى نيست و نه غمزده ميشوند، آنانند كه رستگارند و از خدا پروردگارمان و معبودمان خواستاريم كه ما را و شما را از أهل طاعت خود سازد و رغبت ما و شما را بدان چه نزد او است متوجه كند، ميگويم آنچه را شنيديد و براى خود و شما آمرزش ميخواهم.  تحف العقول صفحه 179

سخن آن حضرت ( علی (عليه السلام) ) در بجا مصرف كردن مال و بودجه‏ ( بیت المال ) : چون جمعى أصحاب آن حضرت در صفين ديدند معاويه به طرفداران خود أموال فراوان ميدهد  و مردم هم دنيا طلبند گفتند يا أمير المؤمنين از اين مال عمومى عطا بده و باشراف و كسانى كه بيم ميرود بمخالفت برخيزند بيشتر بده تا چون كار تو آماده و خوب شد به بهترين روشى كه داشتى از عدالت ميان رعيت و تقسيم برابر باز گردد.  فرمود (عليه السلام): شما بمن ميگوئيد بوسيله جور بر مسلمين يارى و پيروزى جويم بخدا سوگند پيرامون آن نگردم تا در روزگار داستانسرائى است و تا اخترى در آسمان بدنبال اختر ديگريست و اگر مال مسلمانان از خودم هم بود بآنها برابر تقسيم ميكردم با اينكه مال از آن خود آنها است سپس لحظه ای دم بست و خموشى گرفت- و باز فرمود: هر كه مالى دارد مبادا تباه كند زيرا دادن تو مال را در مصرف بيوجه تبذير است و اسراف، و آن نام صاحب مال را پيش مردم بلند ميكند و پيش خدا پست ميسازد هيچ كس مال خود را بناحق و ناأهل مصرف نكند جز اينكه از قدردانى آنان محروم گردد و خيرش براى ديگرى است و اگر كسى از آنها براى او بماند كه دوستى و قدردانى آنان محروم گردد و خيرش براى ديگرى است و اگر كسى از آنها براى او بماند كه دوستى و قدردانى بچشمش كشد همانا كه چاپلوسى و دروغ است و همانا مقصودش از رفيقش اينست كه بار ديگر عطائى از او ستاند و اگر رفيقش را لغزشى رسد و نيازمند كمك و پاداش او گردد او بدترين دوست و دردناكترين قرين باشد، سر زبان يك مشت نادانست تا بر آنها نعمت بارد و نسبت بخداى خود دريغ ورزد، چه بهره ‏اى نابودتر و پست‏تر از اين بهره است؟ و كدام احسان ضايع‏تر و كم ‏بهره ‏تر از اين احسانست؟ هر كه را مالى بدست افتاد بايد صله رحم كند و بخوشى مهمانى كند، و بينوا و أسير را بدان آزاد سازد، و بوام داران و ماندگان در راه و فقراء و مهاجران كمك دهد، و خود را بثواب و حقوق انسانى وادارد زيرا باين خصال شرافت دنيا را بدست آرد و بفضائل‏ آخرت برسد.  تحف العقول صفحه 181

سخن مولا علی (عليه السلام) درباره راویان حدیث :  سليم بن قيس به او گفت: راستى من از سلمان و أبا ذر و مقداد أحاديثى در تفسير قرآن و احاديث و روايات از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) ميشنوم و سپس از شما تصديق آن را ميشنوم و در دست مردم مطالب بسيارى از تفسير قرآن و أحاديث و روايات از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) هست كه با آنها مخالف است آيا مردم عمدا به رسول خدا (صلي الله عليه و آله) دروغ بندند و قرآن را بنظر خود تفسير كنند؟ أمير المؤمنين (عليه السلام) فرمود: پرسش كردى پاسخ را بفهم راستى در دست مردم حق هست و باطل و راست هست و دروغ و ناسخ هست و منسوخ و عام هست و خاص و محكم هست و متشابه و آنچه درست حفظ كردند و آنچه غلط درك كردند و در زمان خود رسول خدا (صلي الله عليه و آله) هم بر آن حضرت بسيار دروغ بستند تا به سخنرانى برخاست و فرمود : آيا مردم دروغ زنان بر من فراوان شدند هر كه عمدا به من دروغ بندد نشيمنش ( جایگاهش ) در آتش باشد. و نيز دروغ بستند بر او بعد از رحلتش همانا آنان كه حديث براى تو گويند چهار صنفند و پنجمى ندارند:
1- مردى منافق كه اظهار ايمان كند و اسلامش ظاهرسازيست نه گناه ميداند و نه باكى دارد كه عمدا دروغ برسول خدا (صلي الله عليه و آله) بندد، اگر مردم ميدانستند كه او منافق و دروغگو است از او نمی ‏پذيرفتند و باورش نميكردند ولى مردم ميگويند او صحابه رسول خدا است آن حضرت را ديده و از او شنيده و از او اخذ حديث كردند و باطلش را ندانستند و خداوند عز و جل از منافقان آنچه را بايست گزارش داده و بشايسته ‏ترين وضعى آنها را وصف كرده و فرموده: و چون آنها را بينى ظاهرشان ترا بشگفت افكند و اگر لب بگفتار بگشايند سخنشان را بشنوى. سپس بعد از پيغمبر پراكنده شدند و زنده ماندند و با پيشوايان گمراهى و داعيان دوزخ رفت و آمد كردند و بدانها تقرب جستند بناحق و دروغ، پس آنان را بكار گماشتند و قاضى كردند و بگردن مردم سوار كردند و به كمك آنها دنيا را خوردند و تو ميدانى مردم با پادشاهانند و پيرو دنيايند و اين دنيا هدف آنها است جز كسى كه خدايش نگهدارد؛ اين يكى از چهار تا.  2- مردى كه از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) چيزى شنيده و غلط ياد گرفته و درست درك نكرده و به عمد دروغ نگفته و آن شنيده غلط بدست او است آن را بكار ميبندد و ميگويد كه از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) شنيده‏ ام و اگر مردم ميدانستند كه غلط ياد گرفته از او نمي پذيرفتند و اگر خودش هم ميدانست غلط است آن را ترك ميكرد و بكار نمی ‏بست ، اين هم دومى.
3- كسى كه شنيده رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمانى داده سپس از آن نهى كرده و او نهى را ندانسته يا اينكه پيغمبر از چيزى نهى كرده سپس بآن امر كرده و او امر را ندانسته، منسوخ را ياد گرفته و ناسخ را ياد نگرفته اگر مردم ميدانستند كه آن منسوخ است تركش ميكردند و خود او هم تركش ميكرد اين هم مرد سوم.
4- كسى كه بر خدا و رسولش دروغ نبندد و از ترس خدا دروغ را دشمن دارد و هم براى احترام پيغمبر (صلي الله عليه و آله) و غلط هم ياد نگرفته و فراموش هم نكرده بلكه هر چه شنيده حفظ كرده و همان طور كه بوده نقل كرده نه در آن افزوده و نه از آن كاسته ناسخ را حفظ كرده و بدان عمل كرده و منسوخ را دانسته و ترك كرده‏ زيرا امر رسول (صلي الله عليه و آله) هم بمانند قرآن ناسخ و منسوخ و محكم و متشابه دارد، رسول خدا (صلي الله عليه و آله) امرى ميفرمود كه دو وجه داشت عام و خاص و كلام خصوصى داشت مانند قرآن و به تحقيق خدا عزوجل فرموده (7- الحشر) هر چه را رسول خدا (صلي الله عليه و آله) بشما داد بگيريد و هر چه را بر شما غدقن كرد باز ايستيد. و كسى بود كه گفته او را ميشنيد و نميفهميد و نميدانست مقصود خدا و رسولش از آن چيست، و حفظ ميكرد و نميفهميد و هر كدام أصحاب رسول خدا (صلي الله عليه و آله) اين چنين نبودند كه از آن حضرت بپرسند و مقصود او را بفهمند برخى از آن حضرت پرسش ميكردند و نميفهميدند تا آنكه دلشان ميخواست يك عرب بيابانى يا تازه رسيده يا ذمى بيايد و بپرسد تا جواب را بشنوند و بفهمند.  ولى من هر روز يك بار شرف حضور داشتم و با من خلوت ميكرد و هر چه ميخواستم با او ميگفتم أصحاب او همه ميدانستند كه با من چنين ميكند و با هيچ كس ديگر چنين نميكند، و بسا ميشد كه خودش بخانه من می ‏آمد و چون بمنازل او ميرفتم با من خلوت ميكرد و زنان خود را از جا بلند ميكرد و جز من كسى با او نبود، هر وقت پرسش ميكردم بمن پاسخ ميداد و هر گاه خاموش ميشدم و مسائلم تمام ميشد آغاز سخن ميكرد، و آيه‏ اى بر او نازل نشد در شب و نه در روز و نه در باره آسمان و نه زمين و نه دنيا و آخرت و نه بهشت و دوزخ و نه دشت و كوه و نه روشنى و تاريكى جز اينكه همى بر من بر خواند و بمن ديكته كرد تا آنها را بدست خود نوشتم و تأويل و تفسير و ناسخ و منسوخ محكم و متشابه و خاص و عامش را بمن آموخت، و يادم داد كه در كجا نازل شده و در باره چه نازل شده تا روز قيامت.  تحف العقول صفحه 189

سخن حضرت علی (عليه السلام) در قواعد اسلام و حقيقت توبه و استغفار :  كميل بن زياد گويد: از أمير المؤمنين (عليه السلام) پرسيدم قواعد اسلام چيستند؟ فرمود: قواعد اسلام هفت شمارند :
1- خردمندى كه بنياد شكيبائى است 2- آبرومندى و راستگوئى 3- قرآن خواندن بجا و توجه ( به معنی اش ) 4- دوستى در راه خدا و دشمنى در راه خدا 5- حق خاندان محمد (صلي الله عليه و آله) و معرفت ولايت آنان 6- حق برادران و حمايت از آنان 7- خوش همسايگى با مردم.
كميل- يا امير المؤمنين بنده ‏اى دچار گناه می ‏شود و از آن آمرزش ميخواهد، اندازه آمرزش خواستن چيست؟
على (عليه السلام)فرمود : يا ابن زياد توبه است، گفتم همين؟ فرمود: نه گفتم پس چگونه است؟ فرمود:
هر گاه بنده گناه كرد بگويد: استغفر اللَّه، و بجنباند، گفتم جنبانيدن چيست؟ فرمود دو لب و زبان را بقصد اينكه حقيقت دنبالش باشد، گفتم حقيقت چيست؟ فرمود از روى دل باشد و در نهاد گيرد كه بگناهى كه‏ از آن استغفار كرده باز نگردد.
كميل- چون چنين كردم از مستغفرين هستم؟ فرمود: نه.
كميل- پس اين چگونه است؟ فرمود براى اينكه تو هنوز باصل و ريشه نرسيدى.
كميل- پس بن استغفار چيست؟
على (عليه السلام)- برگشت بتوبه از گناهى كه از آن استغفار كردى و آن اول درجه عابدانست و ترك گناه.
استغفار يك نام است براى شش معنى 1- پشيمانى از گذشته 2- تصميم بر بازنگشتن بدان گناه تا هرگز 3- پرداخت حق هر مخلوقى كه باو بدهكارى 4- اداى حق خدا در هر واجبى 5- آب كنى هر گوشتى كه از ناروا و حرام بر تنت روئيده تا پوستت باستخوان بچسبد و سپس گوشت تازه ميان آنها برويد 6- بتنت بچشانى درد طاعت را چنانچه باو چشاندى لذت گناه را.  تحف العقول صفحه 192

سفارش حضرت علی (عليه السلام) بپسرش حسن (عليه السلام) در هنگام وفاتش‏ :  بمؤمنان سفارش كرده كه نيست شايسته‏ پرستشى جز خدا، تنها است، شريك ندارد، و باينكه محمد (صلي الله عليه و آله) بنده و فرستاده او است او را به رهبرى و دين حق فرستاده تا بر همه دينهايش چيره سازد و گر چه مشركان را بد آيد و صلى اللَّه على محمد و سلم سپس راستى نمازم، عبادتم، زندگيم و مرگم از آن خداوند پروردگار جهانيانست، شريك ندارد، بدين فرماندارم و من نخست مسلمانم. سپس اى حسن من تو را سفارش ميكنم، با همه فرزندان و خاندان خود و هر كه نامه ‏ام بدو رسد از مؤمنان بتقوى از خدا پروردگارتان، و از دنيا نرويد جز اينكه مسلمان باشيد، همه برشته خدا بچسبيد و از هم جدا نشويد، زيرا من شنيدم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) ميفرمود: صلح و سازش ميانه مردم بهتر است از همه نماز و روزه، و راستى كه هلاكت بار و دين برانداز همانا اختلاف است و لا قوة الا باللَّه. بخويشاوندان خود متوجه باشيد و با آنها بپيونديد تا خدا حساب را بر شما آسان كند.
خدا را، خدا را در باره يتيمان در حضور و اطلاع شما از ميان نروند و بی ‏سرپرست نمانند زيرا من شنيدم رسول خدا (صلي الله عليه و آله) ميفرمايد: هر كه يتيمى را كفالت كند و نان بدهد تا بی ‏نياز گردد خدا باين عمل بهشت را بر او واجب كند چنانچه براى خورنده مال يتيم دوزخ را واجب كرده.
خدا را، خدا را در باره قرآن مبادا ديگران در فهم آن بر شما پيشى گيرند.
خدا را، خدا را در باره همسايگانتان زيرا رسول خدا (صلي الله عليه و آله) در باره ‏شان سفارش كرده و پيوسته سفارش ميكرد تا گمان كرديم كه آنها را وارث ميكند.
خدا را، خدا را در باره خانه پروردگارتان كه تا زنده ‏ايد آن را بی ‏حاج نگذاريد زيرا اگر بكلى متروك گردد مهلت نيابيد و كمتر بهره كسى كه قصد او كند اينست كه گناهان گذشته او آمرزيده شود خدا را، خدا را در باره نماز كه بهترين عمل است، و ستون دين شما است.  خدا را، خدا را در باره زكاة كه آتش خشم پروردگارتان را خاموش كند.
خدا را، خدا را در باره روزه ماه رمضان كه روزه آن سپر است از دوزخ.
خدا را، خدا را، در باره بينوايان، آنها را در زندگى خود شريك كنيد.
خدا را، خدا را، در باره جهاد با دارائى و جانتان و زبانتان، همانا دو مرد جهاد كنند امام بر حق و يا مطيع و پيرو او.
خدا را، خدا را، در ذريه پيغمبرتان مبادا ميان شما ستم بكشند در حالى كه بتوانيد از آنان دفاع كنيد.
خدا را، خدا را، در اصحاب پيغمبر خود كه بدعتى نگزاردند و بدعتگرى را پناه ندادند زيرا رسول خدا (صلي الله عليه و آله) سفارش آنها را كرده و هر كدام را بدعت گذارند از ايشان لعنت كرده و بدعت‏گزار غير ايشان را هم لعنت كرده و هر كه بدعت‏گذاران را پناه دهد نيز لعنت نمود.
خدا را، خدا را، در باره زنان و كسانى كه زير دست و مملوك شمايند كه آخرين سخن نبى شما اين بود كه فرمود: شما را بدو ناتوان سفارش كنم زنان و مملوكان.
نماز، نماز، نماز در زمينه خدا از سرزنش هيچ سرزنش‏كننده مهراسيد تا هر كه قصد بد بشما دارد و يا بشما ستم روا دارد از شما باز دارد، و با مردم خوشزبان باشيد چنانچه خدا بشما فرموده ،امر بمعروف و نهى از منكر را وانگذاريد تا بدان شما سرپرست يا زمامدار شما شوند و سپس دعا كنيد و اجابت نشود.
اى فرزندانم بر شما لازم است با هم پيوست كنيد و بهم بخشش كنيد و بسوى هم بشتابيد، مبادا از هم ببريد و بهم پشت كنيد و پراكنده شويد، و بنيكى و تقوى همدست باشيد و به گناه و تجاوز همدست نباشيد و از خدا بپرهيزيد كه خدا سخت كيفر است، خدا شما خانواده را حفظ كند و حرمت پيغمبرتان را در باره شما نگهدارد، شما را بخدا ميسپارم و بشما درود ميفرستم و رحمت و بركت خدا را، سپس پيوسته می‏گفت لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ تا در گذشت.  تحف العقول صفحه 193

برتری دادن دانش از سخن مولا علی (عليه السلام) :  آيا مردم بدانيد كه كمال دين در طلب علم است و بكار بستن آن، و راستى كه دانش جستن بر شما از طلب مال لازم‏تر است زيرا مال دنيا ميان شما تقسيم است و براى شما ضمانت شده، دادگرى او را ميان شما قسمت كرده و بزودى وفا كند براى شما بدان. و دانش براى شما نزد أهلش ذخيره است و مأموريد بطلب علم از آنها، بدنبالش برويد و بدانيد كه مال بسيار دين را فاسد كند، دلها را سخت گرداند و علم بسيار توأم با عمل دين را اصلاح كند، و وسيله رفتن ببهشت باشد، و خرج كردن مال را بكاهد، و علم با خرج كردنش ( به دیگران گفتن ) بيفزايد و خرج كردن علم اينست كه آن را در ميان حافظان و راويانش منتشر كنى، و بدانيد كه همراهى با دانش و پيروى از آن دينى است كه براى خدا با آن ديندارى شود، و طاعت آن موجب كسب كردارهاى نيك گردد، و بدكرداريها را از ميان ببرد و ذخيره مؤمنانست، و مايه سربلندى آنان در زندگى، و ياد بخير پس از مردن آنها، راستى علم صاحب فضائل بسياريست ، سرش تواضع است، و چشمش بر كنارى از حسد، و گوشش فهم، و زبانش راستى، و حفظش بررسى، و دلش خوش بينى، و عقلش معرفت اسباب امور، و دستش رحمت، و همتش سلامت، و پايش ديدار دانشمندان، و حكمتش ورع، و قرارگاهش نجات، و جلودارش عافيت، و مركبش وفا، و سلاحش سخن نرم و دلنشين، و شمشيرش خشنودى و رضا، و كمانش مدارا، و قشونش گفتگو با دانشمندان، و مالش ادب و ذخيره‏ اش اجتناب از گناهان، و توشه‏ اش احسان كردن، و جايگاهش سازش و صلح، و رهنمايش هدايت و رفيقش صحبت با نيكان. تحف العقول صفحه 196





موضوعات پايگاه

صفحه اصلی
قرآن
نهج البلاغه
اهلبيت عليهم السلام
مقالات
كتابخانه
مناسبات اسلامي
اخبار
هدايت يافتگان
نقد فرقه‌ها و اديان
شبكه‌های شيعی
پرسش و پاسخ
لينكستان
گالری عكس
جستجوی پیشرفته
تماس با مدیریت
نظرسنجی
به چه محتوایی بیشتر در پایگاه پرداخته شود؟
  
ديگر زبانها
اردو
English
لينك به ما
لطفا كد زير را كپي نموده و در جاي مناسب در سايت يا وبلاگتان قرار دهيد

آمار

 

Copyright © 2004-2009. All right Reserved www.MahdiMission.com
[Mambo] Powered & Designed by : EliaDesign